فروهر

نیکولا می گوید.........

امیدوارم که نهایت استفاده را از این وبلاگ کرده باشین لطفا نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیکولا  | 

نیکول: عشق ونفرت

   تا چیزی را نپزیریم نمیتوانیم تغییرش دهیم(کارل یونگ)

 

 

 

ازویژگی های همسرتان متنفر نباشید ودر مقابل انها حساسیت نشان ندهید.

این را بپزیرید که هر انسانی  باخصلت های خوب وبد بدنیا میایدمادامی که از چیزی تنفر دارید تسط نوارهای ذهنی خودرا به ان متصل میکند ودرواقع خودتان به ان چیز پرو بال میدهیدوباعث بزرگترشدنش میشوید وغیر از ان هیچ اثر مثبتی را نمی بینید .باید ویژگی های غیر قابل تحمل همسرتان را بپزیرید وبا ان زندگی کنید . تنفر را به خود تحمیل نکنید و به خوداین  اجازه را ندهید تا از همسرتان به خا طر ویژگی های بدش متنفر شوید .بدانید که اونیز چون شما از بدی بیزار است او را اگاه کنید و درصورتی که خواهان تغییر بود با هم دس به کار شوید  از هیجانات منفی دوری کنید فراموش نکنید به هر چی بیشتر فکر کنید همان را بدست می اورید به خوبی بیندی شید تا خوبی نسیبتان شود ابالفضل میگوید همه به خوبی می اندیشند پس چرا در فقر وفلاکت بسر میبرند  بله همه در فکر رسیدن به خوشبختی هستند  اما از نرسیدن به ان  هراس دارند در واقع انها بجای تمر کز بر سعادت بررنجهای نرسیدن به ان تمرکزمیکنندبجای ترس از خیانت همسرت بر عشق پرشورش تاکید کن.به چیزهایی که نمی خواهی اصلان فکر نکن  قدرت ترس از امید بیشتر است پس اگر امید وترس را با هم داشته باشی سرانجام به ان میرسی که از ان هراس داری. همسرتان را همان گونه که هست بپزیرید یعنی عشق بی قیدوشرط بخاطر بیاورید قبل ازدواج چه ویژگی مثبتی  دروجوداوتوجه شمارا به خود جلب کرده بود که باعث شد شما عاشق او شوید.صادقانه به همسرتان بگویید   که دوستش دارید. بهترین راه  برای اشتی بعد ازبحث ومشاجره این است که اورا در اغوش بگیرید وازصمیم قلب به او محبت بورزید .احترام متقابل را فراموش نکنید. در جمع حتی نزتیکترین دوستان کاملا به هم احترام بگذارید حتی اگر همسرتان مرتکب بزرگترین جنایت یعنی شور کردن غذای مهمانتان شداو رادرجمع تحقیر نکنید مقداری نمک بردارید ودرغذایتان بریزیدوازدسپخت همسرتان تعریف کنید.بااین کار مهمان فنر میکند چون شما غذای شور دوستدارید همسرتان غذارا این چنین درست کرده است همسرتان هم با این کارتان شما را ستایش میکند وعشق شمادردل او چند برابر میشود باور کنید با تحقیر او در جمع هیچ چیز درست نمیشود.ابلفظل میگوید:بالاخره باید تذکر بدهیمکه دفعه بعد مرتکب چنین اشتباهی نشود:بله باید تذکر داد اما 2نکته رادرنظرداشته باشیم1:هیچکس عمدم اشتباه نمیکند2:نحوی تذکردادنتان باید یه گونهای باشد که عمل اشتباهش را نقد کنید نه خودش را.

نکته ای اخر درمبحث زندگی مشترک این است که از ابراز علاقه واحساستان هراس نداشته باشید همسرتان به این دلیل همسرتان شده است که خود را عضوی ازوجود شمادانسته  است:

درافسانه ها امده است که  یکی ازقانون جادوگران قانون تعاطف یا شبیه به شبیه:

طبق این قانون هر موجود جاندار یا بیجان یک همزاد یا شبیه دارد واین دو هر چقدر  هم که از هم دور باشند سرانجام همدیگر را میابندوبا هم جفت میشوند براساس قانون تعاطف همسرتان همان همزاد شماست:پس هیچگاه اذدواجتان را نا خواسته واجباری فرض نکنید. چرا که شما با هیچکس جزاو نمیتوانستید اذدواج کنید.به همین دلیل شما باید در جهت خوشبختی او بکوشید وبه او ابراز علاقه کنید:توجه داشته باشید که برای نشان دادن میزان علاقه ی تان نیازی به اعمال جنون امیز یا هزینه های گزاف نیست. همسرتان با یک شاخه گل.یاداشتی زیبا .جمله ای که صادقانه ادا شود . بوسه ای که سرشار از محبت باشد:درمیابد که شما بهترین زن یا شوهری هستین که  تنها  به این دنیا امده ایید تااورا خوشبخت کنید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیکولا  | 

نیکول:عقل.حقیقت.قلب

 

عقل حقیقت انسان است یا قلب

 

فلاسفه چون عقل گرا هستن میگن عقل حقیقت انسان است ولی عرفا میگن قلب حقیقت انسان است.

هنگامی که خداوند کالبد خاکی انسان را افرید قبل از ان که از روح خود دران کالبد بدمدشیطان ازقسمت فوقانی این کالبد یعنی سر وارد شد وپس از ان که به تمام نقاط سرکشی کرد از قسمت تهتانی یعنی نوک شصت انگشت پا خارج شد و به خدا گفت من همه جای این کالبد سر زدم جز یک جا و ان قلب بود پس خدا فرمود من هنگامی که این کالبد را افریدم جایی برای خود دران درنظر گرفتم وان قلب هست. به همین دلیل است که همه ی انسانها چه مسلمان چه هر فرقه ای  دیگر قلبن گرایش به خدا دارند  اما عقل انها قادر به درک خدا نمیباشد و ظاهر غیر خداپرستی دارن  و علت کارهای خدا ناپسندانه ی انها ورد شیطان به این کالبد و مورد تسخیر قرار دادن عقل برای خود است                        

  

       انسانها خدای کوچکند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیکولا  | 

نیکول:ان چنان باش که الگوقرار بگیری نه ان که از این و ان الگو بگیری

فلسفه ی زندگی

هرکس دنیا را به گونه ای تفسیرمی کند وبه طور کل نظرخاص درمورددنیا.موجودات درونش

واعمالش دارد که این نظر خاص همان اعتقادات هرانسان است.پس اعتقادات هرکس بستگی

به تفکروبرداشتش ازجهان هستی داردحال این اعتقادات پس ازمدتی ووقتی که درقلب شخصی تبدیل به ایمان به اعتقادات شدفلسفه ای زندگی اش میشود. پس هرکس دزندگی فلسفه ای دارد وفلسفه اش که همانا ماهیت اشیاء اطرافش است دیگاهش نسبت به جهان را شکل می دهد وهمچنین تفکرش نسبت به هستی را.

اعتقاد ونظر من در موردوجود ادمی که حال به فلسفه ای زندگی ام تبدیل شده است این است که هرانسانی به دلیل خاص به این دنیا امده است وماموریتی دارد عبادت خدا نیز که همه میگوینددلیل پیدایش ادمی است بهانه ایست برای اسان انجام شدن ماموریت.انسانها از بین هزران مشتاق زندگی به این دنیا امده اند تاماموریتی را به انجام برسانندحال انسانی که در مهلت تعیین شده یعنی از تولد تا مرگ ماموریتش را بیابد وبه پایان برساند راهی بهشت ابدی میشود وانسانی که درغفلت به سر ببرد هنگام مرگ به قعر دوزخ برده میشود.

بعضی انسانها ماموریتشان را تا هنگام مرگ پیوسته باید انجام دهند وبعضی دیگر ماموریتشان زمانی به اخر میرسدوتمام میشود این دسته از افراد پس ازاتمام ماموریتشان خواهند مرد یعنی به مرگ زود رس دچار مشوند زیرا دلیلی برای ادامه ی حیاتشان وجود ندارد.

ماموریتها انواع مختلفی دارند بزرگ کوچک اما ارزش به پایان رساندنش درنزد خدا یکسان است.فاطمه ماموریت دارد جهان را رهبری کند.اما ماموریت ابولفظل لبخند زدن وشاد کردن دل اطرافیانش است.اما هر دوی اینها پس از اتمام ماموریتشان درصورتی که به درستی انجام داده باشند درنزد خداوند جایگه یکسانی دارند.

ماموریت من درزندگی وهدف خداوند از به این دنیا اوردن من این بوده است که در حد خودم ودرحد توان خودم منطقی پیشرفت کردن را وارد زنگی دیگران کنم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیکولا  | 

نیکول=دوس داشتن منهای عشق ورزیدنمساوی با رعایت عدالت

عاشق نشو ولی دوست داشته باش

عشق ودرویشی وانگشت نمایی وملامت همه سهل است تحمل نکنم بار جداییی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیکولا  | 

نیکول:مدیریت ارتباط ونفوزدردلها

مدیریت ارتباطات ونفوزدردلها

 

ارتباطات درکل جهان هستی به عنوان یکی از جادوهای قرن حاضر ازان نام برده اند هرکسی درهر شرایطی اگربه

این تکنیک واردباشد زندگی اش زیرورومیشود.

ارتباط رادر سه شاخه تقسیم بندی میکنند : 1ارتباط با خود 2ارتباط بادیگران 3ارتباط با خالق هستی.

1:ارتباط باخود.

عاشق خود شوید :اگرخودم رادوست نداشته باشم چگونه دیگران رادوست داشته باشم

:به ظاهر واندام خود حتی اگر نامناسب است .افتخار کنید ودوستش داشته باشید دریک مهمانی ازفردی خوشتان می اید ویابدتان می اید که خودش موج خوبی یابدی به سویتان

بفرستد اگر او خود رابخواهد هرچقدر هم زشت باشد شما اورا دوست خواهی داشت اگر من از بدن خودم متنفر باشم قدم اول رادرتلخیه زندگی برداشته ام.

باخودتان رابطه ی خوبی برقرار کنید خودودیگران رانه بخاطر اعمال بلکه بخاطر خود دوست داشته باشید.ازخود احساس گناه واز دیگران احساس کینه نکنید :بازخورد اطلاعت خانوادگی باعث میشوددرضمیرناخوداگاهازبعضی ازکارهای زشتمان که میدانیم زشت است خوشمان بیایدوانجامش بدهیم مانند بددهنی وهتاکی چون از کودکی بهشما تلقین کرده اندکه ادم بددهنی هستید شما بااین هویت بزرگ شده ایدوان را جز لاینفک شخصیتتان میدانید .جمله ی تلقینی:من خودم راهمینطورکه هستم دوست دارم وتاییدمیکنم.

لوییدن هیل:میگوید:من درکلاسهایم اینه به شاگردانم دادم وگفتم دراینه نگاه کنید وبگویید من خودم را دوست دارم وهمینطور که هستم تایید می کنم اواضافه میکند شاگردانم چندین اینه راشکستند ومیگفتند واقعا نمیتوانند این کار راانجام دهند

ازمقاسیه خود بادیگران بپرهیزید.:وقتی کهبه خودمیگویید منخودمرادوست ندارم چون بیش از هد چاقم این بدین معنی است که شما دروجود دیگران معیاری تعیین کرده اید که خود راباان میسنجید معیارهارا کنار بگزارید بدن شما هر تور که هست مناسب ترین بدن برای شما در هستی است :مهر طلب نباشید یعنی محبت خودرابادیگران مقایسه نکنید به عبارت دیگر اگر بهکسی مهبت میکنید منتظر جواب ازطرف اونباشید اگر این گونه باشید خود را وابسته و معتاد به دیگران و محبتشان بار میاورید دیگران را دوست بدارید نه به خاطر اعمالشان بلکه بخاطر انسانیت شان و به خاطر نفس انسانیت.

در قبال انجام کار خوب به خود جایزه بدهید ودرقبال کاربد خودراتنبیه کنید.بدنبال شر"دعوا"مصیبت و بد بختی نباشید {بد بینی به اعمال خود و دیگران} {با خبرهای بد استرس تولید نکنید} با تنظیم موج ذهنی خود به مثبت انسانهای مثبت را به خود جذب کنید.

از هر انچه در اطرافت میگذرد لذت ببر.

از هر انچه لذ ت میبرید به دیگران نیز هدیه بدهید تا لذت خودتان دو چندان شود.

از هیچ چیز نترسید و خجالت نکشید"عقده های درونیتان را خالی کنید.

خوب ببینید و خوب بشنوید.

برای دیگران حرمت قایل شوید.

در هر کاری که میخواهید انجام دهید از ان کار کمال لذت را ببرید{حالشو ببرید}

 

 

2:ارتباط با دیگران

 

حسن جویی کنید:زیبایی های دیگران را ببینید و انها را ستایش کنید:البته صاد قانه} یعنی زیبای ها را ببینید و به زبان اورید.از این به بعد به جای هیچ گیری منفی .هیچ گیری مثبت کنید .

عشق را جیره بندی کنیم:ذره ذره مهر بدیم.اگر طرف ظرفیت محبت زیاد را نداشته باشد.محبتتان نتیجه معکوس میدهد.1 گوشه گیرها 2 برتری طلب ها 3 مهر طلب ها :گوشه گیرها کلا تعطیلند. برتری طلب ها از هر کس حتی عزیزانشان بعنوان پله برای ترقی شان استفاده میکنند.

مهر طلب ها :حاضرند دست به هر کاری بزنند تا محبت دیگران را بدست بیاورند. قانون مهم در هر ارتباط با هر کدام از اینها این است ذره ذره عشق بدهید . میزان ظرفیتشان را بسنجید .

قانونی دیگر:اگر سر جایت ایستاده باشی همه از تو تعریف میکنند اما اگر در حرکت باشی. سنگت میزنند. حرکت کن و بزار سنگت بزنن. مهر طلب نباش.

با برتری طلب ها مثل خودشان رفتار کن اگر تحویلت نگرفتند تحویلشان نگیر. پیامبر اکرم{ص}غرور در برابر متکبر عین تواضع است.

nlp :روش nlpبیان میکند انسانها از نظر ارتباطی به سه دسته اند :شنیداری.دیداری.لمسی.

ویژگی شنیداری ها یا سمعی ها :انچه میشنوند برایشان مهم است. تکیه کلامشان:گوش کن.شنیدی . ارام و شمرده حرف میزنند موسیقی پسند هستند.

ویژگی دیداری ها یا بصری ها :انچه میبینند برایشان مهم است. تکیه کلامشان:ببینی. توجه کنی. تند حرف میزنند. عاشق هدیه هستند. زیبایی پسندند. کلمات دیدنی بکار میبرند.

ویژگی لمسی ها:تا لمس نکنند درک نمیکنند. با دست و لباس ادم ور میروند. خفن بوس میکنند. نکته ی مهم و قابل توجه این است که با هر کدام از اینها با توجه به nlp شان باید رفتار کرد. در طرف مقابلتان ابتدا گرایشش را پیدا کن سپس با توجه به ان گرایش با او ارتباط برقرار کن.

اگر میخواهید حرفهای عاشقانه بزنید در حالت الفای طرف مقابل بزنید. {حالت الفا در اخر توضیح داده میشود}

لمس و احساس با انگشت و دست اثر محبت را ده برابر میکند. به همسرتان بهترین هدیه را بدهید و بهترین. زیباترین و قشنگ ترین هدیه لمس عاشقانه ی اوست.

همسرتان را اینقدر لمس کنید تا شرطی بشود. شرطی شدن یعنی اینکه تا او را عاشقانه لمس نکنی احساس ارامش و محبت نکند. با نوازش دستان. صورت و موهای همسرتان حرف های عاشقانه ی دلتانرا به او منتقل کنید. تفاوتی ندارد که شما مرد باشید یا زن. اگر همدیگر را به لمس کردن شرطی کنید بدون هم خوابتان نمی برد و این زیباترین رابطه هاست. رابطه عاشقانه زن و شوهر.

هنگامی که دست ها را در هم گره میکنید. یا انگشت چپ بر انگشت راست بالاتر است یا بالعکس و اما اگر انگشت چپ بر انگشت راست فایق امد شما احساساتی هستید اما اگر راست بالا قرار گرفت شما منطقی هستید.

اگر میخواهید مطلبی در عمق ذهنتان قرار بگیرد یک ساعت قبل و یک ساعت بعد از خواب ان مطلب را بخوانید.

انواع حالات از نظر هوشیاری و نا هوشیاری:

1 الفا:هوشیاری هالتی که هم اکنون دارید .

2:بتا:نزدیک خواب حالتی بین خواب وبیداری

3:کاما:خواب:خواب کامل

4تتا:این حالت هم درخواب وهم دربیداری ممکن است برشما عارض شود :یعنی اینکه اگرمدتی ذهن شمارا سوالی یامشکلی به خود مشغول بدارد ونتوانید جوابش رابیابید چندروز بعدناخوداگاه جواب سوال یاراه حل مشکل به ذهن شما خطور میکمد بونه اینکه شما دران لحظه به سوال اندیشیده باشیدبطورخلاصه حالت تتاحالتی است که جوابهای ذهن شما به ذهن یورش می اوردحال اینجوابهارا بصورت خواب درخواب ببینید یا به ذهنتان برسد یادرتلوزیون فیلمی مستند دراین رابطه ببینید.

m-paiii=هم حسی:همدردی باکسی کردن ونیز دردش رااحساس کردن یعنی هر حسی که دیگران یا همسرتان داردشما نیز داشته باشید به عنوان مثال اگرپای همسرتان زخم شود ودردگرفت پای شما نیز یه همان اندازه درد کند واگر این m-patiخیلی قوی ابشد حتی جای زخم روی پای شما ایجاد میشود این یک حقیقت محز است اگر بتوانید به مرتبه ای ازn-patiانقدر تعمل روحی با همسرتان پیدا میکنید که احساس های گوناگون رو به صورت تله پاتی به شما منتقل میشود شاید گمان کنید اقراق میکنم اما من و..........به مرتبه ی ضعیفی ازm-patiرسیده ایم واحساسات خوب و بد همدیگر راقبل از اینکه ابرازکنیم درک میکنیم واین بزرگترین نشانه ای عشق پاکمان است:

واما گذشته ازm-patiیکsampatiهم وجود دارد sampatiیعنی هم دردی فقط ابراز اینکه از خوشحالی طرف مقابل خوشحالی یا از ناراحتی اش ناراحت مثلا همین تثلیت گفتن ها درمراسمات عزاداری .اما دوری sampatiگذشته است وبه امری عادی مبدل گشته است اگر میخواهید ارتباط موثری بادوستان یا همسرتان داشته باشید به تقویت m-patiبپردازید چرا که sampatiتنها ظاهر سازیست.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیکولا  | 

کاش بی تو نمیگذشتم

عاشقانه


بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.

 

در نهانخانة جانم، گل یاد تو، درخشید

باغ صد خاطره خندید،

عطر صد خاطره پیچید:

 

یادم آم كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.

 

 www.bia2eshghi.ir

 

تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.

من همه، محو تماشای نگاهت.

 

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشة ماه فروریخته در آب

شاخه‌ها  دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

 

یادم آید، تو به من گفتی:

-        ” از این عشق حذر كن!

لحظه‌ای چند بر این آب نظر كن،

آب، آیینة عشق گذران است،

تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است،

باش فردا، كه دلت با دگران است!

تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن!

 

با تو گفتم:‌” حذر از عشق!؟ - ندانم

سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،

نتوانم!

 

روز اول، كه دل من به تمنای تو پر زد،

چون كبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم ...“

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیکولا  | 

ایمیل نیکولا

efnikola@gmail.com

 

نیکولا منتظر پیامهای

 

خوشکلتون می مونه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیکولا  | 

نیکول از زنا می گوید(ترمینولوژی زنا)

زنا به رابطه جنسی نامشروع و خارج از پیمان ازدواج و زناشویی گفته می‌شود. بعبارتی دیگر زنا به نزدیکی بین زن و مرد بدون ازدواج رسمی اطلاق می‌شود. در گفتار عامیانهٔ امروزی، مردی که مرتکب زنا شده‌است را زانی، و زن زناکار را زانیه می‌خوانند. در تمدن‌های بزرگ گذشته نظیر ایران باستان - روم - یونان - شبه جزیره عربستان در دوره جاهلیت پیش از اسلام، برای زنا تعاریف، تعابیر و حدود متفاوتی وجود داشته‌است. امروزه نیز در فرهنگ‌ها و ادیان و ملل مختلف برخوردهای متفاوتی با رابطهٔ جنسی خارج از ازدواج می‌شود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیکولا  | 

روایت نیکول از عشق عطار به امام علی

عطار و عشق به امام علي(ع)

«فريدالدين محمد ابن ابراهيم نيشابوري» معروف به «عطار» يکي از شاعران بلند مرتبه و عارفان نام آوري است که در قرن ششم و
آغاز قرن هفتم هجري با حضور خيره کننده اش همگان را به شگفتي واداشت. کلام ساده و گيراي او که با عشقي سوزان همراه است، بر جان و دل مي نشيند خاصه آن هنگام که بلندترين معاني و دقيق ترين مضامين را براي اهل بيت(ع) به کار مي گيرد و در شأن آنان از جان و دل مي سرايد و در قالب کلمه و کلام جلوه اهل بيت(ع) را به تصوير مي کشد.
در اين ميان، وقتي عطار سخن از ولايت و مرتبه شامخ آقا اميرالمؤمنين(ع) به ميان مي آورد، کلامش رنگي ديگر و جلوه اي ويژه به خود مي گيرد. در اين مقال سعي ما بر اين است تا جلوه ملکوتي حضرت علي(ع) را در آيينه اشعار عطار به نظاره بنشينيم تا ميزان ارادت عطار و صدق بيان او بر همگان آشکار گردد و از طرفي از دقايق و فتوحي که در عرصه ولايت نصيب عطار شده برخوردار گرديم، چرا که خود عطار مي سرايد:
اين زمان با من علي مرتضي است
در لسانم بهر او مدح و ثناست
مرتضي در جسم عطاراست روح
زان رسد ما را به اهل دل فتوح
عطار که معتقد است: «زمشرق تا به مغرب گر امام است / اميرالمؤمنين حيدر تمام است» پس مي خواهد پرده از اسراري که بر او مکشوف شده بردارد، اما گويي در باب ولايت زهره آن را ندارد که سخني بگويد: «مرا کي زهره اسرار گفتن/ طريق حيدر کرار گفتن» به اين دليل که مي گويد: «من که باشم تا زند لاف شناخت/ او شناسا شد که جز او را شناخت» از منظر عطار، وجود مقدس آقا رسول ا...(ص) و آقا اميرالمؤمنين(ع) هر دو رازي هستند که کارسازي دنيا و ساخته و پرداخته شدن زمينه هاي آن به دست ايشان صورت مي گيرد: «محمد با علي هر دو دو رازند/ که بهر آفرينش کار سازند» سپس چنين نغز مي گويد: «امامم حيدر است و پيشوايم/ درون جان و دل او رهنمايم» «علي ديد است سر کن فکاني/ همه اسرار و انوار معاني،» آري عطار حضرت علي(ع) را پيشوايي مي داند که گويي همچون سروشي او را در درون رهنمون مي سازد. اما در جايي ديگر عطار پرده از حقايقي بر مي دارد که ما را هم از آن با خبر مي سازد:
ما مريد حيدر و آل وي ايم
مست و حيران، واله حال وي ايم
غير حيدر نيست ما را پيشرو
جان خود کرديم در حبش گرو
و از آن بالاتر:
در لسان من علي گفته سخن
اي پسر گرگوش داري فهم کن
مرتضي اسرار جانم آمده
در لسان، شرح و بيانم آمده
شيخ اسرار عطار، آقاي علي ابن ابي طالب(ع) را «اختر برج ولايت»، «باب ولايت»، «درياي دانش»، «امير دين و دنيا»، «بر حق ز بعد مصطفي»، «خواجه حق»، «پيشواي راستين»، «کوه حلم»، «باب علم»، «قطب دين»، «امام رهنماي»، «شير خدا» و «خواجه معصوم» مي خواند و مي گويد: «تا رسيدم در ولايتهاي عشق/ آمده اندر گوش من هيهاي عشق- هي هي عشق من از حيدر بود/ زان که او در علم احمد در بود» کدام در؟! در علمي که همگان را به ياد اين کلام نوراني نبوي(ص) مي اندازد: «انا مدينة العلم وعلي بابها»
او که معتقد است: «چو شهر علم دين پيغمبر آمد/ اگر بابي است آن را حيدر آمد» يا: «ني محمد گفت باب علم اوست/ انما در شأن حيدر خود نکوست» سؤال اين جاست که چرا شيخ فريدالدين عطار نيشابوري از اين اسراري که در سينه دارد همه را بازگو نمي کند؟! چرا مي گويد: «شمه اي از عشق حيدر گفته ام»؟ آيا مشکلي در اين بين مي بيند؟! جواب اين که خود عطار مثل اين که دريافته است ما را ظرفيت آن نيست که کلامش را درک کنيم و با او در سخن همراه شويم، چون که گفته است: «افسوس که صد هزار معني لطف/ از نا اهلي خلق ناگفته بماند»، يا: «عطار در دل و جان اسرار دارد از تو/ چون مستمع نيابد پس چون کند روايت»
با وجود اين گويي مصلحت را در اين مي بيند که ابتدا از صفات ظاهري و ويژگيها و خصلتهاي ملموسي که براي همگان قابل درک و فهم است، شمه اي بازگويد تا ببيند آيا کسي را ياراي آن هست که در اسرار علوي و راز و رمزهاي ولايي غوطه خورد يا نه؟! پس چنين از ويژگيهايي سخن مي گويد که غالب مردم آنها را مي پذيرد، يعني از شجاعت آن امام همام مي گويد: «سوار دين پسر عم پيمبر/ شجاع صدر صاحب حوض کوثر» سپس گريزي مي زند به صفاتي از قبيل بخشش و جوانمردي حضرت علي(ع): «گرنه او بودي به بخشش بحر جود/ خود نبودي بخششي اندر وجود- بخشش و گفتار حيدر راست شد/ تا همه روي زمين زوراست شد» و آن گاه از بخشش ايشان در هنگام نماز مي گويد: «علي را گوي تا فرمان بري را/ ببخشي در نماز انگشتري را» و وقتي که مي خواهد سطح کلامش را بالاتر ببرد، يعني آن زمان که همگان، ياراي درک معاني و دقايق کلام او را ندارند، از زبان پيامبر اکرم(ص) سخن مي سرايد که:
مصطفي گفتا علي را آن زمان
اي مرا نور دل و درياي جان
اي من از تو تو ز من در کل حال
اي مرا کلي مراد لايزال
اي مرا سر دفتر جود و کرم
از تو درياي يقين بي بيش و کم
اي يکي بين ازل اندر ابد
مثل تو هرگز نباشد تا ابد
حال عطاري که بنا به گفته خودش «شيوه دمساز و قاعده راز» را شناخته و به قول خودش: «هر روز هزار ساله ره در خود رفت/ تا در پس پرده خويش را باز شناخت» آيا در مسأله ولايت، ديگران را راه نمي نمايد و ارشاد نمي کند؟ گويي بارها و بارها از وي درباره ولايت راهنمايي مي خواسته اند و عطار هم در اين باب سخنها گفته و واضح و مبرهن نه در پرده، از اين موضوع سخن مي گويد. او سنت پيغمبر و ملت او را يکي مي داند و آن را هم «راه علي ابن ابي طالب» مي داند. سپس مي سرايد: «بوي حب مرتضي مستت کند/ در بهشت عين پابستت کند» آري، «هر که در راه علي دارد قدم/ هست در دار بهشت او محترم»
عطار که معتقد است دين از وجود مبارک آقا علي ابن ابي طالب منور گشته و به سبب اين نور مشکلات او هم در سايه سار وجود آقا اميرالمؤمنين(ع) حل گشته، مي گويد: «هر که دارد حب حيدر راه يافت»، سپس به آناني که مدام در پي يافتن راه اصلي و صراط مستقيم مي گردند، چنين زيبا داد سخن مي دهد که:
من به تو صد بار گفتم صد هزار
دست از دامان حيدر برمدار
راه حيدر رو که اندر راه او
نور حق بد از دل آگاه او
و در جايي ديگر معتقد است که راه آقا علي ابن ابي طالب(ع) به حق و حقيقت ختم مي شود. يعني جان را به جانان مي رساند: «ره حيدر طلب کن همچو مردان/ به راه او رسي اين جا به جانان» گويي در دم آخر هم از ولاي حيدري دست بردار نبوده چون که خودش گفته: «در دم آخر به مظهر دم زنم/ و ز ولاي آل حيدر دم زنم» و در اين بين از آن مقام منيع و جايگاه رفيع، استمداد مي خواسته و مدد مي طلبيده است.
«باب جنت غير حيدر نيست کس/ يا امير اين دم به فريادم برس» عطاري که آقا اميرالمؤمنين(ع) را «سپهر معرفت خورشيد انور» خوانده و آن جناب را «امام مطلق ارباب بينش» يافته و ايشان را «آفتاب آفرينش» ناميد. او کساني را که به بغض گرفتارند، مورد خطاب قرار مي دهد که وصال به خدا در ترک بغض است و روي آوردن به حب چرا که «بغض او ويران اطاعت ها کند» پس «تخم حب مرتضي بر دل بپاش» و «ترک کن بغض علي مرتضي/ گر همي خواهي تو وصلت با خدا» و آنگاه همگان را به تأمل وا مي دارد که: «بغض بردار ومحبت پيشه کن/ اندرين معني يکي انديشه کن»
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیکولا  | 

نیکول از بکارت میگوید2(پاره شدن پرده)

پاره شدن پرده بکارت ، در حقیقت نمود خارجی جریانی بسیار پیچیده است که باید آن را آغاز "زنانگی" و پایان "دوشیزگی" شمرد.
تازه عروس بنا به طبیعت ، از نخستین اکراه و هراس دارد و علت آن معمولا درد جسمانی نیست که اگر همراه با آرامش و خودداری و صبوری مرد باشد خیلی جزئی است. غالبا خود دختر هم نمی داند علت این هراس و اکراه در کجاست ؟ در واقع تازه عروس در این مرحله دچار نوعی " شرم " نیز هست . همه این علت ها را باید در جای دیگری جستجو کرد.


در حقیقت چون زن در این مرحله که وارد حیات زناشویی می گردد دگرگونی مهمی در برابر خود می بیند و به زندگی آینده و مسوولیت ها و خطرهای آن می اندیشد و از آن واهمه دارد. همه این واهمه ها ، چه زن از آن آگاه باشد و چه نباشد ، قابل ملاحظه و شایسته توجه است.
این وظیفه شوهر است که وجود این هراس فطری زن را دریابد و همواره آن را به یاد داشته باشد.بهترین فرصت برای جلب اطمینان زن همین دوره کوتاه است.

معروف است که زفاف را نباید با جبر آغاز کرد ، ما می گوییم در کار پاره شدن پرده دوشیزگی نه تنها جبر نباید در کار باشد بلکه این عمل باید دنباله و نتیجه نوازشی صبورانه و معاشقه ای جانانه باشد و شوهر باید عروس را به تدریج متمایل و راغب به عمل نماید نه آن که با شتابکاری و به کار بردن زور ، تنها حس شهوت خویش را فرو نشاند. در این صورت تنها جسم زن را تصرف کرده و از تصرف روح او ناتوان مانده است. بنابراین شوهر در شب زفاف باید تمام تمهیدات لازم را به کار گیرد و در نهایت ملایمت و ظرافت عمل کند و بداند که کوچکترین اشتباه ، چندان او را خسته و دل آزرده می کند که به آسانی التیام پذیر نخواهد بود و گاه تا پایان زندگی زناشویی آثار آن بر جای می ماند.

از نظر روانشناسی این دردهای روحی منجر به پیدایش هزاران نوع اختلالات فکری ، غم و اندوه مزمن می گردد که درمان آن بسیار مشکل خواهد بود زیرا اغلب منشا و علت اصلی آن ناشناخته می ماند.

در واقع علت سرد مزاجی بسیاری از زنانی که لذت جنسی نمی برند آن است که در شب زفاف ناگواری دیده و رنج و تب روحی کشیده اند و این تالمات در ضمیر پنهان آنها مانده و اختلالات جسمی و روانی بعدی را با خود آورده است.

بسیاری از امراض دیگر چون پریشان خیالی و بیماریهای عصبی غالبا در اثر همین رویدادهای به ظاهر کوچک شب زفاف ایجاد می شود و گاهی این عوارض روحی به قدری پیچیده و شدید می شود که روان پزشک باید مدتها وقت صرف کند تا پس از جلب اعتماد و اطمینان بیمار ، شاید موفق به کشف ریشه اصلی اختلال گردد. این است که باز تکرار می کنیم در نوازش و مهربانی و رعایت حال تازه عروس به ویژه در شب رفاف به هیچ نباید کوتاهی کرد.

هیچ دختری فطرتا مرد را مختار نخواهد دانست تا هر چه می خواهد بکند و اگر حجب و حیای عروس یا هر علت ناشناخته دیگر مانع از آن است که به میل تسلیم شود بهتر است یک شب یا حتی شبهای متعدد ، زفاف را به عقب انداخت تا عروس به تماس جسمانی خو بگیرد و با آرامش خاطر مشتاق و راغب به ارتباط جنسی شود.

عمر انسان آن قدر کوتاه نیست که چنین شتابکاری لازم باشد و به خصوص در این دوره ، صبر و متانت و حوصله به پیروزی و کامروایی خواهد انجامید.

در اینجا باید یادآور شویم اگر داماد به دلیل ضعف نفس و سستی در رفتار ، بخواهد به هر نحو عمل را انجام دهد به نتیجه نمی رسد و لازم است اصرار در این باره خیلی ملایم و صبورانه باشد.

اصولا زن وقتی هم حاضر و راغب به تسلیم است طبیعتا می خواهد بر او ظفر یابند ولی بین فتح عاشقانه و استیلای وحشیانه تفاوت بسیار است و مرد باید با فراست دریابد که هنگام دخول فرا رسیده است.

به طور کلی در هفته های اول ازدواج برای نزدیکی نباید پافشاری کرد جز آن که عروس خود ابراز تمایل کند.شوهر اگر عیبی در بدن زن مشاهده کرد ، هرگز نباید آن را آشکار کند یا اظهار تعجب کند مبادا زن اندوهگین شود و آن را مایه حقارت پندارد.
به نقل از هفته نامه سلامت

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیکولا  | 

نیکول از بکارت می گوید1


هایمنورافی (Hymenorraphy) هایمنوپلاستی ( Hymenoplasty) یا بازسازی پرده بکارت با عمل جراحی، جریانی است که طی آن بقایای این پرده که بر اثر آمیزش و یا هر دلیل دیگری از بین رفته، با قرار دادن کپسولی ژلاتینی که حاوی ماده ای شبیه خون است، به هم دوخته می شود. اما بدلیل فقدان رگهای خونی در این ناحیه این اتصال موقت بوده و برای نتیجه مطلوب بهتر است تا یک هفته قبل از شب زفاف انجام گیرد. گاهی اوقات نیز که اثری از این بقایا برجای نمانده، بخشهایی از دهاته واژن به هم دوخته می شود تا نقش پرده را بازی کند. این عمل در ایران و برخی دیگر از کشورهای عربی غیر قانونی است و تنها در صورتی انجام می گردد که پزشکی قانونی حکم آن را، مثلاً بنا برا اینکه ایزال پرده طی حادثه رانندگی باشد، تایید کند.



به گزارش مجله پزشکی بریتانیا، با رایج شدن عمل جراحی و بازسازی پرده بکارت آمار قتل های ناموسی زنان به خاطر ثیوبت / عدم باکره گی شان در مصر طی چند سال اخیر به میزان 80 درصد کاهش یافته است. مطمئناً زنان بسیاری برای نجات آبرو و حیثیت خود و پاکدامن جلوه دادن خویش در مقابل شریک آینده شان و همینطور برای فرار از قضاوات نابجا و سزاهای وحشتناک دست به این عمل جراحی می زنند. ظاهراً چنین رایج است، كه غالباً 99.9% مردم به غلط گمان دارندكه انگاری «پرده بكارت» عضو یا سازه «بابهشت» زن است. این در حالیست كه با یك مشاهده ساده اما دقیق بخوبی می‌توان در‌‌یافت كه پرده بكارت جزو مَلبان ، آلت تناسلی آنهاست و بنابراین اندامی كه كاملاً خارج از اندام بابهشت قرار گرفته است. این پرده دارای بافتی گوشتی نسبتاً كشسان است كه آنهم به شكلی ناقص و الاستیك جلوی «سوراخ بابهشت» برخی از دختران و زنان را، مثل تار عنكبوت كه دهانه غاری را به ظاهر مسدود میكند، می‌پوشاند. در برخی از فرهنگ ها آنرا "گیلاس دختر" نیز نامیده اند، كما‌ اینكه ما و البتّه بسیاری از ملل دیگر به آن عنوان «پرده بكارت» داده‌ایـم؛ یك اسم كاملاً بی مسمّاــ البّته.

در مراحل آغاز رشد جنینی، اصلاً بابهشت طفل سوراخی ندارد. باری، آن لایه از بافتی كه در این مرحله كاملاً راه بابهشت را مسدود كرده، تقریباً كمی قبل از تولّد دختر بطور ناقصی تقسیم شده، پیوستگی و یكپارچگی خود را از دست می‌دهد. اندازه و شكلِ گسست و پارگی پرده بكارت در هر دختری نسبت به دیگری فرق میكند. دخترانی هستند كه حتی در بطن مادر خود، بطوركلی این بافت را از دست میدهند، آنهم به این علت ساده كه «لبان» سكس-ابزار آنها اعمّ از كوچك و بزرگ؛ همچون گلی، كاملاً از همدیگر شكفته شده و رشد یافته و البته به نحوی متقارن و زیبا شكافته شده است. گاه در مورد برخی از دختران بدشانس چنان است كه پرده بكارت آنها همچنان پس از تولّد نیز جلوی ورودی بابهشت آنها را سد كرده است، كه در این صورت می‌بایست توسط پزشك مربوطه و والدین دختر چك شده و در صورت لزوم این مسدودیت را اگر نه به طوركامل، بلكه به شكلی ناقص از میان بردارند. چرا كه بعدها و در سنّ بلوغ خونروش ماهانه او به علّت همین مسدودیت مختل خواهد شد و باكتریهای مضّر در خون حیض ممكن است فرد را به شوك مرگ دچار كند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیکولا  | 

نیکول از شب زفاف می گوید

نباید زفاف را با جبر آغاز کرد و بایستی این عمل دنباله نتیجه نوازشی صبورانه و معاشقه ای جاودانه باشد و شوهر باید عروس را به تدریج متمایل و راغب به عمل نماید نه آن که با شتابکاری و به کار بردن جبر تنها حس شهوت خویش را فرو نشاند. شوهر در شب زفاف باید تمام تمهیدات لازم را بکار گیرد و در نهایت ملایمات و ظرافت عمل کند و بداند که کوچکترین اشتباه، چنان او را خسته و دل آزرده می کند که به آسانی التیام پذیر نخواهد بود و گاهی اوقات تا پایان زناشوئی آثار آن بر جای می ماند. از نظر روانشناسی این دردهای روحی به پیدایش هزاران نوع اختلالات فکری و … خواهند شد که درمان آن بسیار مشکل خواهد بود.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیکولا  | 

نیکول از خیانت می گوید

 دوست دختر,دوست پسر,دروغگویی,خیانت,خیانت دختر به پسر,لعنت به ذات دخترها,از دخترها بدم میاد

واژه ی خیانت رو این روزها زیاد می شنویم !

خیانت در همه چیز ...

اما حرف اصلی من خیانت در یک رابطه ی عاشقانه ست.

چند روز پیش تو یک سایت مطلبی رو خوندم خیلی برام تاسف بار بود .

به این دو عکس دقت کنید ! (اگه نوشته ها خوب مشخص نیستند بعد از باز شدن عکس اون رو save کنید سپس مشاهده کنید)

                خیانت زنان به شوهرانشان,خیانت,خیانت دختر به پسر,خیانت,خیانت                      دختران تهران,دختر ایرانی ,خیانت زن به همسر,لعنت به دختران

                         مشاهده تصویر                                                مشاهده تصویر

 

خوشبختانه این تایپیک سریع قفل شد وگرنه باید شاهد اعترافات جالبتری می بودیم !

چرا یک زن باید این حرف رو بزنه ؟ زنی که قرار مادر باشه ! زنی که باید یک نسل رو پرورش بده .

ریشه ی این مسله کجاست ؟

خانم های اون سایت اکثرا جوان هستند ۲۲ تا ۳۰ یکی دو سال کمتر یا بیشتر !

یعنی از بچه های نسل من و شما !

نسلی که خیانت کردن براش یه عادت شده  ...

الان دخترهای ۱۲ - ۱۳ ساله خیلی راحت دوست پسر دارن !

همه به اولین کسی که وارد زندگیشون میشه وفاداراند ! طبیعتا یه دختر ۱۲ ساله و یک پسر ۱۴ ساله ! وقتی عاشق هم میشن عشقشون به نتیجه نمی رسه !

میگن شکست عشقی خوردیم ! دیگه راه و رسم خیانت کردن رو یاد می گیرن !

هر روز چند تا شماره می گیرن ! با چند نفر قرار میذارن ! و خیلی ماجراهای دیگه !!!

تقریبا دو سال پیش بود با یه دختر داشتم حرف می زدم ! گفتم فلانی تو هر روز با یکی هستی دچار عذاب وجدان نمیشی !؟ گفت نه !

گفتم چرا ؟ گفت آخه همه ی پسرها یه چیز می خوان ! گفتم چی ؟

گفت رابطه ی جنسی ! گفتم جوابت تو چیه ؟ سعی کردم با این مسله کنار بیام !!!

شنیدن این حرف واقعا تاسف بار نیست ؟

حالا این دوره زمونه ! هنوز داشتن رابطه ی جنسی یکم با مخالفت روبرو میشه ! اما ظاهرا بوسیدن و در آغوش گرفتن به عشق بازی تعبیر میشه !!! و کاملا عادیه ...

چه دخترهایی با خود من دوست بودند و زن (بدون ازدواج) از آب در امدن ! نمی دونم ما داریم به کجا می رسیم !

چند سال پیش با یکی از دوستام ( دختر ) رفته بودیم بیرون ! تو راه داشتیم قدم می زدیم ! گفت سروش !؟ گفتم بله ! گفت به خاطر تو می خوام یه کاری بکنم ! گفتم چه کاری ؟

گوشیش رو داد دستم ! گفت برو تو قسمت لیست تماس ! رفتم !

شماره ی ۲۶۹ تا پسر توش بود !!! گفتم این ها مال چند وقت ! گفت دو سال !

خودتون حساب کنید یه دختر تو دو سال با ۲۶۹ تا پسر در ارتباط باشه یعنی چی !!!

همه اش رو پاک کرد ! گفتم مرسی !!!

حالا همین دختر خانم و امثال ایشون می خوان فردا ازدواج کنند !

آیا دختری که با صد تا پسر ! نه ده تا ارتباط داشته ! فردا می تونه یه شریک برای زندگی باشه ؟

طبیعتا نه !

وقتی معیار انتخابشون مدل مو ! رنگ چشم ! رنگ ابرو ! و مدل بینی !!!

طبیعتا اگه کسی هم انتخاب کنند برای ازدواج بهش وفادار نمی مونن !

چرا ؟ چون طبیعتا شوهرش که کامل ترین آدم دنیا نیست ! حالا یکی بهتر از اون پیدا شد ! چی کار می کنه ؟

باهاش دوست میشه ! به قول یکی از همین خانم های تو عکس ! رابطه ی موچی موچی !!! برقرار می کنه !

حالا این خانم قرار مادر بشه !

چند وقت پیش ها با یه پسر حرف می زدم گفتم با این اوضاع نا بسامان میشه ازدواج کرد ! گفت نباید به این موضوع فکر کنی که قبلا چی کار کرده ! و نباید ازش بپرسی !

فقط ازش بخواه وقتی مال تو شد ! مال تو بمونه !!!

حرفش جالب بود !

اگه یکی رو انتخاب می کنیم دیگه بهش وفادار بمونیم ! زندگی مشترک که دیگه بازی نیست ! بخوایم هر روز با یکی باشیم !

نه دینی نه اعتقادی نه انسانیتی ! دیگه هیچی نمونده ...

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیکولا  | 

نصایح عاشقانه نیکول

ميگن عشق تو زندگيه هر کسي 1بار اتفاق ميفته.....وقتي بياد انقدر غوغا ميکنه که گرد و خاک نميذاره کسي رو جز معشوقت ببيني. ميگن مجنون ازدواج کرده بوده و ليلي هم ظاهر خوبي نداشته....هميشه عاشق ميشيم اما کي ميدونه که هميشه اولين عشق آخرين عشقت نيست؟؟؟؟ يه روز اون عشق واقعي هوش و هواستو از معشوقت ميگيره و دنبال خودش ميکشونتت......ميرسه يه روزي که نامه هاي عاشقانتو ورق بزني...بخندي و بگي کاش زندگي به سادگي همون دوران عاشقي بود.....


 

فقط کاش.....
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیکولا  | 

آموزش های نیکول برای شما زوج عاشق

- هر وقت که برای همسرتان کارت پستال می فرستید ، روی پاکت آن تمبر عاشقانه ای بزنید
- با ارزش ترین هدیه ممکن را برایش تهیه کنید
- بهترین جمله ای که معشوقتان برایتان نوشته است را قاب کنید و به دیوار اتاقتان بکوبید
- وقتی همسرتان در خانه مشغول خانه تکانی است ، ناهار آنروز را از رستوران تهیه و برایش به منزل ببرید
- در طول سال برای هم نقشه های عاشقانه ای بکشید
- تمام نامه های معشوقتان را با بوسه ، لاک و مهر کنید
- کمد لباسهایش را با اشعار و جملات عاشقانه تزئین نمائید
- ترانه ای که مضمون آن ، معنای نوع ارتباط شما را بیان می کند
- یک عکس نامزدتان را درون کیفتان بگذارید و با غرور آنرا به اقوام و خانواده تان نشان دهید
- درون تقویم همسرتان روز تولد خودتان و تمامی سالگردها را علامت گذاری نمائید
- تمام اوقات فراغت آخر هفته را با هم سر ببرید
- با کمک هم از فرزندتان عکس بگیرید
- برای برخورداری از زندگی عاشقانه فیلمهای بسیار عاشقانه نگاه کنید
- به هنگام صرف صبحانه بجای اینکه ساکت باشید یا روزنامه بخوانید ، با هم گپ بزنید
- دفترچه ای برای نوشتن خاطرات ملاقاتهایتان درست کنید و پس از پایان هر ملاقات علاوه بر خاطرات آن روز ، اندکی در
- مورد وقایع و احساسات خود درباره نامزدتان در آن صفحه بنویسید
- در مسیر های مشخص با هم پیاده روی های طولانی بروید
- در کنا ر هم نوشیدنی میل کنید
- یک شعر عاشقانه کوتاه بر روی کیک تولدش بنویسید
- برای احساسی تر کردن محیط زندگی ، اتاق خوابتان را با رنگ صورتی یا قرمز تیره رنگ آمیزی نمائید
- این را به خاطر بسپارید که باید خانواده و دوستان همسرتان را دوست داشته باشید یا لااقل آنها را تحمل کنید
- صبحها با یک بوسه به همسرتان صبح بخیر بگوئید
- از باغهای گل برای عشقتان دسته های گل بچینید
- از دوستانتان درباره روشها و روابط عاشقانه شان سؤالاتی بپرسید
- همین امشب شامش را قاشق ، قاشق در دهانش بگذارید
- پس از ازدواج نام شاعرانه ای برایش انتخاب کنید
- هر وقت همسرتان به شما هدیه می دهد ، بلافاصله از آن استفاده کنید و همیشه هم آنرا به کار گیرید
- برای عشقتان حساب بانکی خوبی باز کنید
- تکیه کلام مشترکی با هم داشته باشید
- وقتی به او کیف هدیه می دهید ، درون آنرا از اسکناس نو پُر کنید
- وقتی با نامزدتان تماس تلفنی می گیرید ، بعنوان زمینه سخنتان ترانه مورد علاقه اش را پخش کنید
- همیشه عکسش را همراه داشته باشید
- با اتفاق هم ورزش کنید
- در کنار هم با دیدن منظره سقوط یک شهاب سنگی آرزو کنید ... !
- دوران کودکی همدیگر را بازسازی نمائید و این نکته را باور کنید که از همان دوران کودکی بطور ناخودآگاه به یکدیگر عشق می ورزیدید و باز هم عشق را به هم عرضه دارید
- روی آئینه میز توالت پیام عاشقانه کوتاهی بوسیله رژ لب برایش بنویسید . هدایای مورد علاقه هم را به یکدیگر هدیه بدهید و در طول روز تمام احساسات عاشقانه تان را برایش ابراز دارید
- پنج جمله ای که می توانید همیشه به عشقتان بگوئید عبارتند از : تو بهترین هستی ، همیشه دوستت خواهم داشت ، عالی ترین همسر دنیایی ، خیره کننده و جذابی هستی ، تو تنها عشق حقیقی من هستی نیمه شبها را برای قدم زدن انتخاب کنید
- نقاشی کوچکی که در آن احساساتتان را به تصویر کشیده اید ، برایش بکشید
- به هنگام خواب موهابش را نوازش کنید
- و قتی بیمار است ، هر چند سرما خوردگی ساده ای باشد ، حسابی از او پرستاری کنید
- در یک غروب سرد ، ژاکتتان را روی شانه هایش بیاندازید
- در یکی از شبهای گرم تابستان با همدیگر در ایوان منزلتان بخوابید
-تنها از هم صحبتی با نامزدتان لذت ببرید. این موضوع قاعده ای اساسی در روابط عاشقانه است
همیشه عاشق و معشوق هم باشید
-در عوض اینکه تصور کنید هر آنچه شما فکر می کنید عاشقانه است بیاموزید که تصور کنید آنچه همسرتان در ذهن می پروراند عقاید عاشقانه هستند
-صبح زود از خواب برخیزید و در کنار هم نظاره گر طلوع خورشید باشید
-تمای یادگاری های عشق قدیمی تان را از بین ببرید و از این مهمتر این که همه عشقهای گذشته تان را بدست فراموشی بسپارید
-بهترین لباسهایتان را در منزل و برای همسرتان بپوشید
-در مقابل مادر, خواهر و دوستان و همکاران همسرتان از او تعریف کنید چون او بخاطر اینکه شما را بیشتر دوست خواهد داشت
-شبها در گوش همسرتان آوای عشق را نجوا کنید
-در کتابخانه بدنبال کتابها و مجلاتی که در مورد راههای بهبود روابط عاشقانه نوشته شده است بگردید
-هنر خوب صحبت کردن را فرا بگیرید
-درباره زندگی عاشقانه تان از هیچ تلاشی دریغ نورزید
-برای اینکه در روابط عاشقانه خالقانه عمل کنید, روی توسعه دادن نیم کره راست مغزتان کار کنید
-نظریه احمقانه (( زن سالاری)) یا ((مرد سالاری)) را دور بیاندازید چون این نظریه رابطه شما را تحت تاثیر فشار زیادی قرار می دهد
-فقط باید در نظر داشته باشدی که همه ما انسان هستیم
-صبح را با یکدیگر آغاز کنید و در ابتدای روز به روی یکدیگر لبخند بزنید. این روش بسیار خوبی برای اغاز روز است
-عشق واقعی در چیزهای کوچک نهفته است..پس چرا چیزهایی که خاطرات خوش کودکی را بیاد همسرتان می آورند را به او هدیه نمی دهید؟
-وقتی با هم به گردش می روید بذله گو و بشاش باشید
-همین حالا هر چه دستتان است زمین بگذارید نزد همسرتان بروید و به او بگوئید دوستت دارم
-با چهره ای خندان و شاداب بهمراه هدیه کوچک به محل کار نامزدتان بروید
-عاشق پیشه بودن را به روزهای آخر هفته موکول نکنید بلکه بکوشید در تمام طول هفته عاشقانه برخورد کنید
-به خودتان این جرات را بدهید که متفاوت از عشاق دیگر باشید و رفتارتان منحصر بفرد باشد
-به او تعهد بدهید که برای همیشه با او و در کنارش خواهید بود و عاشقانه دوستش خواهید داشت
-کسی که عاشق می شود باید برای تحمل و چشم پوشی از خطاهایی که می بیند اما نمی تواند در مقابل آنها کاری بکند صبور و آرام باشد
-عاشقی باشید که طبق سنن قدیمی و کهن جانش را فدای معشوق می کند
-باهمدیگر و برای همدیگر دعا کنید
-پس از مدتی که از ازدواجتان می گذرد به هتل ماه عسلتان بازگردید و در همان اتاقی که ساکن بودید اقامت کنید
-وقتی همسرتان در بیمارستان بستری است هر روز برایش گل ببرید
-در زمانهای زیر به سراغ همسرتان بروید:
خوشی............عشق.............ناخوشی
-از خودتان شخصیت بزرگی به او نشان بدهید
-به هنگام تماشای تلویزیون همسرتان را در آغوش بگیرید
-از عشقتان دفاع کنید
-هیچ وقت از یک هدیه بعنوان رشوه استفاده نکنید
-بهترین راه حل برای برخورداری از یک زندگی راحت و ایده ال این است که ازدواج کنید
-توسط یک بالن پیام عاشقانه برایش بفرستید
-وقتی نامزدتان را ملاقات می کنید در طول دیدارتان شادابی خود را حفظ کنید
-این موضوع را بخاطر بسپارید که اول باید خودتان را دوست بدارید تا بتوانید براستی همسرتان را دوست داشته باشید
-برای بقیه عمر دادگاه و محکمه یکدیگر باشید
-سبد گل گرانقیمتی از گلهای مورد علاقه اش برایش سفارش بدهید
-هرگاه همسرتان چندان عاشق پیشه نیست مستقیما این مطلب را به او گوشزد نکنید. به او بگوئید که از نظر احساسی تغییر کرده است
-عشق انبوهی از بزرگ نمایی ها و تفاوتهای بین یک شخص و دیگران است
-اجازه ندهید روزهای بارانی مانع از بیان احساسات شما باشند.بلکه در زیر باران در کنار هم قدم بزنید, آواز بخوانید و برقصید
-یکبار دیگر به ماه عسل بروید و اغلب این کار را تکرار کنید
-به همسرتان کتابهایی که دوست دارید هدیه کنید تا متوجه بشود که شما از علائق دیگر او نیز خبر دارید
-با بوسه صبحگاهی همسرتان را از خواب بیدار کنید
-درباره چیزهایی که در زندگی برایتان اهمیت دارد برایش صحبت کنید
-همیشه در همه چیز پیش قدم باشید
-پس از هر جر و بحث و دعوا غرورتان را کنار بگذارید و از همسرتان معذرت خواهی کنید
-سعی کنید احساساتش را متحول بسازید باید همچون محرکی برای قلبش باشید نه مانند یک نوشیدنی آرام بخش
-سنگ صبور و محرم راز یکدیگر باشید
-در مواقع لزوم قوانین روزمره و عرفهای اجتماعی را زیر پا بگذارید
-تا پایان عمر همچون زوجهای جوان بیاندیشید
-در آغاز هر فصل یک سرویس جواهر به او بدهید
-با همسرتان طوری رفتار کنید که در چشم او جذابتر شادتر و دلنشین تر بنظر برسید
-کلمات غیر رمانتیکی که باید حتما از آنها بپرهیز شود را بکار نبرید و همواره از جملات احساسی بهره بگیرید
-فقط برای بانوان : هرگز همسرتان را مسخره نکنید
-همواره بکوشید همسرتان را جذب دلبریها و محبتهای خودتان بکنید
-از اطمینان و اعتماد در قلب همسرتان سرمایه ای جاودانه جمع کنید
-با هم درباره نظریه تان در مورد عشق به بحث بنشینید
-فقط برای آقایان: عشق بازی کنید, جنگ نکنید
-هنر مذاکره کردن را یاد بگیرید چون اینکار کلیدی برای بازکردن درهای عشقی دیرپاست
-در ذهنتان افکار عاشقانه بپرورانید.هر چه بیشتر این کار را انجام دهید احساسات رمانتیک شما بیشتر رشد خواهد کرد و به بار می نشینند
-لباسهایتان را به او قرض بدهید
-بگذارید زمان بگذرد صمیمیت با گذشت زمان زیادتر می شود
-به معجزات بخصوص نوع عاشقانه ان معتقد باشید
-هر شخص بر اساس آنچه اهدا می کند ثروتمند شناخته می شود نه آنچه که دارد
-به همسرتان بگوئید که جذابترین شخص برای شماست
-به خودتان نیز یادآوری کنید که جذابترین شخص برای او هستید
-ازدواج کنید..! ما این کار را کردیم و دیدیم که ارزشش را داشت و موجب پیشرفت روابط عاشقانه شد
-همواره عاشق همسرتان بشید
-اتاق خوابتان را به بهترین و جذابترین وجه بیارائید
-روزهای سخت زندگی را هم در کنار همدیگر آسان کنید
-همیشه به همسرتان بگویید که چقدر دوستش دارید
-روزی را به قدردانی از همسرتان اختصاص دهید
-قلبتان را طوری بسازید که درون آن بین شما و عشقتان نوعی توازن ایده آل وجود بیاورید
-همسرتان را به آرامی و با اشتیاق ببوسید شاید این هنری باشد که برای انجام آن به تمرین نیامند باشید
-در گوش او نجوا کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیکولا  | 

زن در نگاه نیکول

زن شاهکار خلقت است . برنارد شاو

زیباترین خوی زن ، نجابت اوست . ارد بزرگ

در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل . مالرب

انتقام شیرین است مخصوصا برای زنان . بایرون

تمدن چیست ؟ نتیجه نفوذ زنان پاکدامن است . امرسون

زن رسماً مربی مرد و مهّذب اخلاق اوست . آناتول فرانس

اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسی پرورش می داد ؟ . ناپلئون

مردها را شجاعت به جلو می‌راند و زنها را حسادت. برنارد شاو

نگهداری دم ماهی و دل زن از مشکلات است . آرتور شوپنهاور

به سراغ زنان می روی ؟ تازیانه را فراموش مکن ! . فردریش نیچه

مردان آفریننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان . رومن رولان

اگر از طبقه‌ بالا زن‌ بگیرید، به‌جای‌ خویشاوند ارباب‌ خواهید داشت‌. لئوپول

مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند. کونته ورسیه

با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد . بردون

خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند . رابیندرانات تاگور

زن همیشه سن خود را از تاریخ ازدواج حساب می کند ، نه تاریخ تولد . ارهارد

هرچه ایمان مرد به هوشش بیشتر شود زن بهتر میتواند گولش بزند . لرد بایرن

زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است. گوته

زنانیکه می خواهند مرد باشند،زنانی هستند که نمی دانند زن هستند .الکساندر دوما 

برای تحمل شدائد زندگی باید عاشق چیزی بود ، کاری ، زنی ، آرمانی و ...مارکوس آنا 

زن کودکی است که با اندک تبسم خندان و با کمترین بی مهری گریان می شود . هرود

منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمی شود. لامارتین

چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش . ویلیام شکسپیر

جنبش تساوی خواهی زنان موجب می شود زن از زنانه ترین غرایز خود دور می شود . فردریش نیچه

شیرین ترین سخنان در زندگی ، خوش آمد گویی بی غل و غش زن به شوهر خویش است . جورج ولز

زن زشت در دنیا وجود ندارد فقط برخی از زنان هستند که نمی‌توانند خود را زیبا جلوه دهند. برنارد شاو

هر کجا مردی یافت شد که به مقامات عالیه رسیده یقیناً زنی پاکدامن او را همراهی کرده است . شیلر

زن عاقل به تربیت همسرش همت می گمارد, و مرد عاقل می گذارد  که زنش اورا تربیت کند . مارک تواین

هیچ چیز غرور مرد را مثل شادی زنش ارضاء نمی کند ، چون همیشه آنرا مربوط به خود می داند . جونسون

مردانی که بیشتر از حقوق و هنجار زنان پشتیبانی می کنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن می تازند . ارد بزرگ

زنان به خوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر می گویند تا در حفظ آن شریک باشند. داستایوفسکی

اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد کمتر دچار گسست می شوند . ارد بزرگ

زن کانون پرفروغ خانواده ، مرکز مهر ، مظهر عشق ، نمایشگر پاکی ، نمونه عطوفت و چشمه عنایت است .  اقبال لاهوری

آیندۀ اجتماع در دست مادران است . اگر جهان به میانجیگری زن گرفتار شود ، تنها اوست که می تواند آن را نجات دهد . ابوفور

به هر اندازه که زن آرام و مطیع و با عصمت و با عفت است ، به همان اندازۀ قدرت فرمانروایی او شدیدتر و استوارتر است . میشله

آیا برده هستی؟
پس دوست نتوانی بود
آیا خودکامه هستی؟
پس دوستی نتوانی داشت
در زن دیر زمانی است که برده ای و خودکامه ای نهان گشته اند از این رو زن را توان دوستی نیست او عشق را می شناسد و بس  . فردریش نیچه

زن وقتیکه دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه ، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد . آلفونس دوده

زنان تحصیلکرده همسران خوبی از آب در می آیند , زیرا برای اینکه توضیح بدهند که چرا غذا شور یا بیمزه شده است کلمات بیشتری در اختیار دارند. باب هاپ

کسانیکه ازدواج کرده اند خود را ناراضی نشان می دهند و می گویند زن بد است ، زیرا می خواهند فقط و فقط خودشان از این موهبت تمتّع گیرند . دیسرائیلی

خودپسندی زنان بزرگترین علت بد بختی ایشان و زوال خانواده هاست . هیچ چیز به اندازۀ خودپسندی زن ها بنای خانواده ها را ویران نکرده است . چارلی چاپلین

کشتن میل ستیزه جوئی در بسیاری زنان  کاری بی اثر است  و درست مانند آن است که سعی کنی با فشار بادکنکی را در زیر آب نگه داری دوباره بیرون می زند!! . ورا هتریکس

زن ها علاقۀ زیادی به ریاضیات دارند ، زیرا آنها سن خود را تقسیم بر دو و قیمت لباسهایشان را ضرب در دو و حقوق شوهرانشان را ضرب در سه می کنند و پنجاه سال هم بر سن بهترین دوستان خود می افزایند . مارسل آشار
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیکولا  | 

حرف های پند آموز نیکول برای تو

اگر شیفته کارت نباشی ، روانت بیمار می شود و در نهایت پیکرت از پای در خواهد آمد .  اُرد بزرگ

بیشتر کسانی موفق شده اند که کمتر تعریف شنیده اند . امیل زولا

هر قدر به دیگران احترام بگذاریم ، به ما احترام خواهند گذاشت . ارد بزرگ

آنگاه که هنر خوار می گردد جادو ارجمند می شود . فردوسی خردمند

اندیشه کردن به این که چه بگویم، بهتر است از پشیمانی از این که چرا گفتم. سعدی

آدمهای پاک نهاد درهای وجودشان را پس از ناسپاسی می بندند نه پیش از آن .  اُرد بزرگ

ای سالک ، یکی یکی ، قدم به قدم . راهی نیست . راه با پیمودن پدید می آید . با پیمودن است که راه را می سازی ، و اگر واپس بنگری ، هر آن چه میبینی ، فقط رد گام هایی است که روزی پاهایت دوباره آنها را می پیماید . ای سالک ، راهی نیست ، راه با پیمودن پدید می آید . آنتونیو ماچادو

صدها راه برای پند و اندرز دادن وجود دارد اما بیشتر بدترین گونه آن ، که همان رو راست گفتن است را برمی گزینیم . اُرد بزرگ

مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند. کونته ورسیه

رُلهایی که در صحنۀ زندگی به عهدۀ ما واگذار شده است به انتخاب و اختیار ما نبوده و تنها وظیفۀ ما این است که آنها را به خوبی بازی کنیم . اپیکتت

کسی که چند آرزوی درهم ورهم دارد به هیچ کدام از آنها نمی رسد مگر آنکه با ارزشترین آنها را انتخاب کند و آن را هدف نهایی خویش سازد  . اُرد بزرگ

برای کوبیدن یک حقیقت ، خوب به آن حمله مکن ، بد از آن دفاع کن . علی شریعتی

زیباترین خوی زن ، نجابت اوست . اُرد بزرگ

سعادت مثل پروانه ایست که روی برگهای گل به خواب رفته باشد . به مجرد اینکه نزدیکش بروی بالهای خود را باز کرده و در فضا پرواز می کند . آندره تواید

فرمانرویانی که گوش به فرمان مردم دارند در زندگی جز رامش و آوای نوش نخواهند شنید . فردوسی خردمند

آیا از بخشندگی و مهربانی که نخستین حالات خداوند است ، در ما نشانی هست ؟.  اُرد بزرگ

نگذاریم تقویم وساعت ، این حقیقت را یادمان ببرد که لحظه لحظه زندگی ، یک معجزه است و در پس آن ، حقیقتی . اج - جی - ولز

هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند مانع پویندگی ما شود . اُرد بزرگ

برکت عمر را در روشنایی چشم و فرح دل را در مشاهده نیکوان دانید . عبید زاکانی

نمی توان امید داشت ، آدم های کوچک رازهای بزرگ را نگاه دارند. اُرد بزرگ

برای انسان تیره بخت، مرگ تخفیف در مجازات زندان زندگی است . الکساندر چیس

بدگویی ، رسوایی در پی دارد .  اُرد بزرگ

خـدایا تـو چگونه زیـسـتـن را به مـن بـیاموز مـن خـود چگونه مُـردن را خـواهـم آموخـت  . شریعتی

با ولخرجی تنها مال نمی رود ، زمان ارزشش فراتر است ، و آن هم نابود می شود . اُرد بزرگ

ابلیس مانند نیکخواهان پیش می آید ، ابتدا عهد و پیمان می گیرد ، سپس راز می گوید . فردوسی خردمند

دوستت دارم ؛ نه به خاطر شخصیت تو ؛ بلکه به خاطر شخصیتی که در هنگام با تو بودن پیدا می کنم . گابریل گارسیا مارکز

برای تحمل شدائد زندگی باید عاشق چیزی بود ، کاری ، زنی ، آرمانی و ...مارکوس آنا 

سرانجام کشف شد که صاحب بیمارترین افکار و خشن ترین قلبها مردانی هستند که زود به زود عاشق می شوند. روسکین

بیچاره مردمی که فرمانروایانش  رایزن ! ، و رایزنانشان فرمانروا هستند .  اُرد بزرگ

هنوز خنجر خون آلود قاتلی پهلوی مقتولش نیامده که پنجۀ ثالثی گلویش را می فشارد . محمد مسعود

گوش شنونده  همیشه در جست و جوی سخن خردمندانه و حکیمانه است .  فردوسی خردمند

از آنجایی که می توانیم آینده را کنترل کنیم نباید آن را پیش بینی نماییم ( درست همانطوری که هوای درون خانه را پیش بینی نمی کنیم زیرا آن را کنترل می کنیم).تا آنجایی که می توانیم به تغییراتی که نه برآنها کنترل داریم نه انتظارشان را داریم (مثل راندن اتومبیل) واکنش فوری و موثر نشان دهیم ، به پیش بینی آن نیازمند نیستیم.هرچه بیشتر بتوانیم خود را با چیزی که کنترلی بر آن نداریم سازگار کنیم ، نیازمان به کنترل آن کمتر می شود. راسل ایکاف

شهامت گله ، ناشی از چوپان بیدار است . اُرد بزرگ

اگر قرار است قانونی برای شاد بودن داشته باشید، بگذارید این باشد: برای شاد بودن من لازم نیست حتما چیزی در زندگی ام رخ دهد. من شادم برای این که زنده ام! زندگی موهبتی است که به من داده شده و من از آن لذت می برم." مجله سبز

اگر آماده نباشیم ارزشمندترین زمان ها را نیز از دست خواهیم داد ، و کسی که آماده نیست بخت کمتری برای پیروزی خواهد داشت ، آمادگی یعنی بروز بودن در هر حرفه و کاری . اُرد بزرگ

آرامترین کلماتند که طوفانی را با خود به همراه می آورند . افکاری که با پای کبوتران پیش می آیند جهان را مسخر می سازند . نیچه

اگر شغلی داری که هیچ سختی در آن نیست پس بدان که اصلاً شغل نداری. ماکلوم اس فوربس

بخش بزرگی از ادب آدمی برآیند ریشه نژادی و خانوادگی است .  اُرد بزرگ

در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل . مالرب

سعی نکنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم، بکوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم. مارکوس گداویر

اندوخته ای با ارزشتر از تندرستی ، نمی شناسم . اُرد بزرگ

بیشتر بدبختی های ما قابل تحمل تر از تفسیرهایی است که دوستانمان دربارۀ آنها می کنند . کولتون

جز نامیدی و افسردگی هیچ بن بستی در زندگی آدمی نیست . اُرد بزرگ

جز مرگ را ، هیچ کسی از مادر نزاد . فردوسی خردمند

اگر بکوشی و در پی نصیبی حتی برای خود باشی بدان که صالحی . جبران خلیل جبران

در میان ملکات ذهنی ، حافظه بیش از همه می شکفد و پیش از همه می میرد . کولتون

خوشبختی میان خانه ی شماست، بیهوده آن را در میان باغ دیگران می جویید. مارک اورل

راز خوشبختى در این است که بدانید دیگران دلیل خوشبختى شما هستند. لرد تنیسون

آدم های حقیر،انسانهای والا را دیوانه میپندارند. چرا که این انسانها سرشت نامعقول تری داشته و به سمت چیزهای استثنائی جذب میشوند:چیزهایی که هیچ جذابیتی برای بسیاری از مردم ندارند . فردریش نیچه

هرکسی درس مخصوص به خود را می گیرد. ما می توانیم به سه طریق واکنش نشان دهیم .زندگی من مجموعه ای از درسهایی است که به آن نیاز دارم، درسهایی با نظم و ترتیب تمام در زندگی ام روی می دهد.( این سالمترین برخورد است و حد اکثر آرامش ذهن را تامین می کند.)
زندگی یک مسابقه بخت آزمایی است اما من از هر اتفاقی که در زندگی روی می دهد نهایت استفاده را می برم (این دومین انتخاب خوب است و کیفیت متوسطی را به زندگی می بخشد)
چرا همیشه همه بلاها سر من می آید؟ (این طرز برخورد نهایت ناکامی و بدبختی را تضمین می کند)
ما در زندگی مرتبا با درسهای تازه ای روبرو می شویم و تا زمانی که درسی را یاد نگیریم مجبور به گذراندن دوباره آن هستیم. آندرو متیوز

ارزش استاد را دانستن هنر نیست ، بلکه بایستگی و وظیفه است . اُرد بزرگ

ایمان و باور ما در ابتدای هر مسئولیت دشواری تنها عاملی است که موفقیت نهایی مان را تضمین می کند.
وقتی انتظار بهترین پیشامد را دارید نیروی مغناطیسی از مغزتان خارج می شود که بهترین ها را جذب می کند . ئاگر انتظار بدترینها را داشته باشید از مغز قدرت دافعه ا ی رها می کنید که سبب می شود بهترینها از شما بگریزد حیرت انگیز است . ویلیام جییمز

 آن که در طلب کمال است باید خرد ور و با دانش باشد . بزرگمهر

تولد و مرگ اجتناب ناپذیرند ،  فاصله این دو را زندگی کنیم . سانتا بان

و کدامین ثروت است که محفوظ بدارید تا ابد؟ آنچه امروز شما راست ، یک روز به دیگری سپرده شود.
پس امروز به دست خویش عطا کنید ، باشد که شهد گوارای سخاوت ، نصیب شما گردد ، نه مرده ریگی وارثانتان. جبران خلیل جبران

خویشتن و مردم را هنگامی می شناسی ، که تنها شوی . اُرد بزرگ

از ابرانسان است که انسان های برتر دلگرمی و شجاعت می گیرند  . فردریش نیچه

غذایی را بخور که می پسندی ,لباسی را پبوش که مردم می پسندند. ادیبان

 اول اندیشه، وانگهی گفتار . لائوسته

اولین درسی که والدین باید به فرزندان خود بیاموزند، صداقت است. شوپنهاور

 اگر سخن چون نقره است، خاموشی چون زر پربهاست. لقمان

در پشت هیچ در بسته ای ننشینید  تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید  و اگر نیافتید همان در را بشکنید . اُرد بزرگ

ازدواج چیزی جز یک دوستی که به تصویب پلیس رسیده است نیست . سارا برنار

هیچ گاه برای آغاز دیر نیست ، همین بس که به خود بگویم این بار کار نا تمام را پایان می دهم . اُرد بزرگ

آن که به خداوند پاک و مهربان بیش از دگران امید و بیم بسته است ، بیش از همه در خور ستایش است . بزرگمهر

 انسان! خودت به یاری خود برخیز! . بتهوون

اگر به عمق اعتقادات نفوذ کنیم، درخواهیم یافت که تمام ارزش ها بی پایه و عقل ناتوان است. هر اعتقاد به صحت و درستی هر چیز ضرورتاً نادرست است. چون جهان حقیقی وجود ندارد. والاترین ارزش‌ها خودشان را نابود می‌کنند و هدفی در کار نیست، چرا که هیچ وقت پاسخی نمی یابند . فردریش نیچه

این کودکان فرزندان شما نی اند ، آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او .از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند. جبران خلیل جبران

گاهی بی رنگی از هر رنگی زیباتر و مفیدتر است. شاتو بریان

هرگز به کودکانتان نگویید پیشه آینده اش چه باشد همواره به او ادب و ستایش به دیگران را آموزش دهید چون با داشتن این ویژگیها همیشه او نگار مردم و شما در نیکبختی خواهید بود و اگر اینگونه نباشد هیچ پیشه ای نمی تواند به او و شما بزرگواری بخشد . اُرد بزرگ

من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد ، زیرا فقط در این صورت است که هرچه پیرتر شدم در نظر شوهرم عزیزتر خواهم بود . آگاتا کریستین

ارزش هر کس به قدر خرد اوست . بزرگمهر

وقایع خوش زندگی مثل درختان سبز و خرمی است که وقتیکه از دور نظاره شان می کنیم خیلی زیبا به نظر می رسند ولی به مجرد آنکه نزدیکشان شده و در داخلشان می رویم زیبائیشان هم از بین می رود ، شما در این موقع نمی توانید بفهمید زیبائیش به کجا رفته ، آنچه می بینید چند درخت خواهد بود و بس. شوپنهاور

گریه چرا ؟ فتح را آرزو کنید. استفن گرین

داروهای تلخ را با روپوش شیرین می پوشانیم چرا حقیقت و اخلاق را نیز با لباسهای زیبا نپوشانیم ؟ . شامفورت

اگر می خواهی بزرگ شوی ، از کردار نیک دیگران فراوان یاد کن . اُرد بزرگ

از فلاسفه می خواهم که به دنبال حقیقت نروند چون حقیقت نیاز به پشتیبان ندارد . فردریش نیچه

 اراده ی مرد عامل خوشبختی اوست. شچدرین

آنکس بر خویشتن نگهبان دارد که برای رسیدن به هوس و آرزوهای کوچک  قدر نیکخویی و جوانمردی را نشکند ، و اگر فزونی و کامیابی بد روزگار را دید تن به پستی و زبونی نسپارد. بزرگمهر

 بهترین لحظات زندگی من لحظاتی بود که در خواب گذراندم. بتهوون

خوارترین کارفرما کسی است که با ندادن و یا کم کردن دستمزد زیر دست فرمانروایی می کند . اُرد بزرگ

زمان را بر کارهای خود تقسیم کنید تا کاری بر زمین نماند . بطلیموس

رازها در هنگامه شادی و بازی آدمی است . نکته فراموش شده جهان اندیشه ، تعریف درست این حالت هاست .  اُرد بزرگ

چرخهای سنگین و زنگ زدۀ زندگی با دستهای نامرئی امید می چرخد . ناصرالدّین صلب الزمانی

اگر مشکلی داری، به دلیل طرز فکر توست و تنها راهی که می  توانی مشکلات را برای همیشه حل کنی، این است که طرز فکرت را تغییر دهی. وین دایر

آن که آرزوی سروری دارد باید هنر بسیار داشته باشد. بزرگمهر

مهمانی های فراوان  از ارزش آدمی می کاهد ، مگر دیدار پدر و مادر . اُرد بزرگ

آدم درستکار به خاطر یک قطعه استخوان خود را به سگ تبدیل نمیکند . ضرب المثل دانمارکی

آدم فقیر حق بی شعور بودن و احمق بودن را ندارد . لاروشفوکولد

آدمیان به اندازه ای آسیب می آورند که جسارت کنند و خوبی به آن قدر می کنند که مجبور باشند . لاروشفوکولد

آدمی ساخته ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می اندیشیده است . موریس مترلینگ

انسان آن قدر وقت ندارد که نیمی از عمرش را صرف نزاع و ستیزه کند . لرد آوی بوری

در هنگام توانایی اگر بستانکاری دیگران را ندهی ، بویژه هنگامی که او درمانده باشد ، فر و جایگاه خویش را برای همیشه از دست می دهی . اُرد بزرگ

انسان از پیروی چیزی یاد نمیگیرد ولی از شکست خیلی چیزها فرا می گیرد . کازوبون

انسان باید از هر حیث چه ظاهر و چه باطن , زیبا و آراسته باشد . چخوف

انسان باید خود را به دو چیز عادت دهد , جفای ایمان و ظلم بشریت . بقراط

انسان باید در دنیا مانند مهمانی باشد که او را به ضیافت دعوت کرده اند آن چه را پیش روی او آورند بخورد و انچه ندهند مطالبه نکند . بقراط

این سخن پذیرفته نیست که : "پیکر بزرگترین زندان روان بشر است" باید گفت پیکر بهترین دوست و همدم زندگی این جهانی روان است چرا که همیشه بدون کوچکترین بهانه ای بدنبال خواسته های او می دود . این که گفته شود روان در بند بدن است و باید زودتر آزاد شود تا به دیدار دلدار بشتابد ، اشتباه است چون هم او بدن را به روان هدیه نموده است کسی که دلدار می خواهد باید به خواست او تن دهد . اُرد بزرگ

انسان نه آن طور است که می پندارد نه چنان است که او را می شناسد و نه آن است که می نماید . وایلز

انسان وقتی در خانه نشسته است خوهان حادثه ای در زندگی و هنگامی که دچار حادثه می شود طالب زندگی آرام در خانه است . وایلز

انسان وقتی در کار سیاست آسان فریب می خورد که تصور میکند دیگران را فریب داده است . ژول سیمون

هیچ گاه در برابر فرزند ، همسرتان را بازخواست نکنید . اُرد بزرگ

هیچ کس به خرد غایى نرسد، مگر آن را در خود جست وجو کند. اینشتین

تاریخ حقیقتى است که سرانجام به افسانه و افسانه دروغى است که سرانجام به تاریخ مى پیوندد. جین کاکتیو

مى توانید انسانى را به کسب دانش رهنمون کنید، اما نمى توانید او را وادار به اندیشیدن کنید. اف پى دانسى

برگرداندن تصاویر آویخته بر دیوار، مسیر تاریخ را دگرگون نمى کند. جواهر نعل نهرو

با اندیشۀ آشفته دانش آموختن در گردباد آتش افروختن است . رومارسس

فرمانروا با اندیشه وزیران توانمند خویش فرمانروایی می کند . اُرد بزرگ

زندگی یک هدیه است: به ما حق ویژه، فرصت و مسؤولیت می‌دهد؛ باید به ازای آن، چیزی بازگردانیم و آن «خودِ اصلاح‌شده» ماست. تونی رابنیز

بیشتر مردم به آزادی علاقه چندانی ندارند چون آزادی مستلزم و متضمن مسؤولیت است و بیشتر مردم از مسؤولیت واهمه دارند. زیگموند فروید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیکولا  | 

سیصد جمله نیکول برای تو

جفتت اگر پرید برای پریدن عجله نکن .  اُرد بزرگ

بشر را مشتاق زندگی ساده و همراه با ریاکاری اخلاق گرایانه می بینم. فریدریش نیچه

هنگامی که سیبی را با دندانهای خود له می کنی در قلب خویش به آن بگو :دانه ها و ذرات تو در کالبد من به زندگی ادامه خواهند داد. شکوفه هایی که باید از دانه هایی تو سر زند ، فردا در قلب من شکوفا می شود .عطر دل انگیز تو ، توام با نفسهای گرم من به عالم بالا صعود خواهد کرد ، و من و تو در تمام فصلها شاد و خرم خواهیم بود.  جبران خلیل جبران

 

 

 

                                                                                       

 


سخن بدون پشتوانه ، یعنی گزاف گویی . اُرد بزرگ

آنچه آدمی را والا می کند مدت احساس های والا در اوست نه شدت آن احساس ها. فریدریش نیچه

در میان شما هستند کسانی که خواسته اند برای گریز از تنهایی و بیقراری و یکنواختی ، به زیاده گویی و یاوه سرایی  روی آورند ، زیرا سکوت تنهایی تصویر روشنی از ذات عریانشان را در برابر چشمانشان می گشاید که با دیدن آن رعشه می گیرند و به گریز پناه می برند . جبران خلیل جبران

 

 

 

                                                                                       

 


آنانکه از رسیدن به ریشه ها هراس دارند ، در روزمرگی دست و پا می زنند .  اُرد بزرگ

فیلسوف باید از ایمان به زبان فراتر رود زیرا مفاهیم در چارچوب زبان اسیر می شوند و نمی توان آنها را کاملا با زبان توضیح داد. فریدریش نیچه

  به فرزند عشق خود توانید داد، اما اندیشه تان را هرگز ، که وی را افکاری دیگر به سر است ، تفکراتی از آن خویشتن. جبران خلیل جبران

 

 

 

                                                                                       

 

این دیدگاه اشتباست که بپنداریم مرد توانا ، فرزندی همچون خود خواهد داشت .  اُرد بزرگ

برای بشر بنیادی تر از بررسی حقیقت جستجوی ارزش آن بوده است و متافیزیسین ها همگی به دنبال ارزش گذاری مفاهیم متضاد بوده اند. فریدریش نیچه

شما دل به یار خود بسپارید ، ولی نه برای نگهداری آن ، زیرا فقط گرمی زندگی است که می تواند دلها را حفظ کند . جبران خلیل جبران

 

 

 

                                                                                       

 


کلید رازهای بزرگ ، در ژرفای کمی نیست . اُرد بزرگ

آنچه والا بودن یک فرد را ثابت می کند کرده های او نیست چون بیخ و بن آنها معلوم نیست و معانی مختلفی دارند ، والایی در ایمان به هدف و آرمان است. فریدریش نیچه

  آن هنگام که تاب زیستن در خلوت دل از کف دهید ، زندگانی در لبهایتان جاری شود . و صدا ، موسیقی دلنوازی ست که بدان ، اوقات گذرانید و دل ، خوش دارید .اما به ترنم این گفتار نیمی از اندیشه تان معصومانه مقتول گردد . که تفکر ، شاهین ملکوت است و در قفس کلام ، بالهای خود را شاید که بگشاید ، اما پرواز نتواند . جبران خلیل جبران

 

 

 

                                                                                       

 


ستایش ، هنگام نو رُستن را .  اُرد بزرگ

دانستن و از مسئولیت فروگذار نکردن و آن را به دیگران محول نکردن از نشانه های والا بودن است. فریدریش نیچه

معرفت زمانی تکامل می یابد که کار و کوشش با آن همراه باشد . جبران خلیل جبران

 

 

 

                                                                                       

 

سخن های پست ، آدمهای حقیر را جذب و خردمندان را فراری می دهد . اُرد بزرگ

کسی که دلش را به بند بکشد جانش را آزاد کرده است. فریدریش نیچه

بجاست دوستی بخواهی که به روزهایت تلاش و به شبهایت آرامش بخشد. جبران خلیل جبران

 

 

 

                                                                                       

 

راهی جز نرمش و بازی با هستی نیست . اُرد بزرگ

یک دانشمند حتی برای عشق زمینی هم وقت ندارد! او نه رهبر است نه فرمانبردار. او کمال بخش نیست.سرآغاز  هم نیست. او فردی بی خویشتن است. فریدریش نیچه

 اگر سزاوار است آن است که دوست با جزر زندگی ات آشنا شود ، بگذار تا با مد آن نیز آشنا گردد ، زیرا چه امیدی است به دوستی که می خواهی در کنارش باشی ، تنها برای ساعات و یا قلمرو مشخصی ؟ جبران خلیل جبران

 

 

 

                                                                                       

 

برای آنکه به فرودستی گرفتار نشویی ، دست گیر آدمیان شو . اُرد بزرگ

هر اخلاق و دستور اخلاقی طبیعت بردگی و حماقت را پرورش می دهد زیرا روح را با انضباط تحمیلی خود خفه و نابود می کند. فریدریش نیچه

 آنانی که می بخشند و در عطای خود معنایی برای درد و شکنجه نمی یابند . اینان در جستجوی هیچ نوع نشاطی نیستند و حتی به فکر نشر مناقب و فضایل خود نمی افتند . اینان آنچه را که دارند می بخشند ، مانند گلها و ریحانها که بوی عطرآگین خود را در چمنزارها و جلگه ها پخش می کنند .
خدای بزرگ با دست این افراد سخن می گوید و از میان دیدگان این اشخاص به زمین لبخند می زند . جبران خلیل جبران

 

 

 

                                                                                       

 


در زندگی نادان سرانجام یک گره  ، صدها گره باز نشدنی است  . اُرد بزرگ

اختلاف طبقاتی  از ضروریات جامعه است چون عامل اشتیاق به پرورش حالت های والاتر کمیاب تر دورتر و عامل چیرگی بر نفس می شود. فریدریش نیچه

شادمانی اسطوره ایست که در جستجویش هستیم. جبران خلیل جبران

 

 

 

                                                                                       

 


برای آنکه روانت را بپروری ، ابتدا با خود یکی شو . اُرد بزرگ

کسانی که در خود احساس حقارت می کنند به دیگران رحم می کنند اما به دلیل غرورشان دم نمی زنند! یعنی درد می کشند و می خواهند با دیگران هم دردی کنند.کسانی که با دیگران همدردی می کنند به دلیل دردمند بودن خودشان است. فریدریش نیچه

و تو کیستی؟ تو که باید آدمیان سینه های خویش را در مقابلت بشکافند و پرده حیا و آزرم و عزت نفس خود را پاره کنند تا تو آنها را به عطای خود سزاور بینی و به جود و کرم خود لایق؟
پس ، نخست بنگر تا ببینی آیا ارزش و لیاقت آن را داری که وسیله ای برای بخشش باشی ؟
آیا شایسته ای تا بخشایشگر باشی؟
زیرا فقط حقیقت زندگی است که می تواند در حق زندگی عطا کند، و تو که این همه به عطای خود می بالی فراموش کرده ای که تنها گواه انتقال عطا از موجودی به موجود دیگر بوده ای!. جبران خلیل جبران

 

 

 

                                                                                       

 


نکات سخت هم اساسی ساده دارند . اُرد بزرگ

لذت بیرحمی در دیدن رنج دیگران است اما فردی که بیرحم است این بیرحمی گریبانگیر خودش هم می شود و به ایشان نیز آزار خواهد  رسید. فریدریش نیچه

درختان شعرهایی هستند که زمین بر آسمان می نویسد و ما آنها را بریده و از آنها کاغذ می سازیم تا نادانی و تهی مغزی خویش را در آنها به نگارش درآوریم .  جبران خلیل جبران

 

 

 

                                                                                       

 

مرد دلیر بهنگام ستیز و نبرد ، همراهانش را نمی شمارد . اُرد بزرگ

بشر به دلیل خواست " قدرت " به دنبال شناخت است نه به دلیل تشنگی عقل ناب. فریدریش نیچه

 گروهی از مردمند که اندکی از ثروت کلان خویش را می بخشند و آرزویی جز شهرت ندارند . این خودخواهی و این شهرت پرستی که به طور ناخودآگاه گرفتارش هستند بخشش آنان را ضایع می سازد . جبران خلیل جبران

 

 

 

                                                                                       

 


آنانکه تیشه به ریشه بزرگان و ریش سفیدان می زنند خود و فرزندانشان را بی پناه خواهند ساخت . اُرد بزرگ

باید بر فریب حواس خود پیروز شویم . فریدریش نیچه
 
و مردم هرگز نمی دانند پیشوا جز ذات عظیم آنها که به سوی آسمان سیر می کند ، شکاری ندارد . جبران خلیل جبران

 

 

 

                                                                                       

 

نادانی ، خودخواهی به بار می آورد . اُرد بزرگ

استعداد آدمی را می پوشاند و وقتی استعدادش کاهش یافت آنچه هست نمایان می شود. فریدریش نیچه

هیچ کس نمی تواند چیزی را به شما بیاموزد جز آنچه که در افق دید و خرد شما وجود داشته و شما از آن غافل بوده اید . جبران خلیل جبران

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیکولا  | 

اس ام اس های عاشقانه نیکول برای تو

کاش گل بودی تا به تلافی همه ی بدیهایت تو را پرپر میکردم
***************************
با خود عهد بستم بار دیگر که تو را دیدم بگوویم از تو دلگیرم ولی باز تو را دیدم و گفتم بی تو میمیرم
***************************
مراهرجورخواهي دربه درکن:جفايت راازاين هم بيشترکن:بزن باعشق خودآتش به جانم:ولي آتش نشاني راخبرکن
***************************
روی دیوار نوشتم، بارون پاکش کرد . برات نامه نوشتم، پستچی گمش کرد . روی برگ نوشتم، آفتاب خشکش کرد . حالا اس ام اس می دم که بدونی دوست دارم . امیدوارم مخابرات بازی در نیاره
***************************
گل اگر خشک شود ساقه اش می ماند دوست اگر جدا شود خاطره اش می ماند
***************************
همه دنبالت میگردن پیدات نمیکنن ، می خوای بهشون بگم تو قلب من زندونی هستی ؟!!!
***************************
بس که دیوار دلم کوتاه است...هر که از کوچه تنهایی ما میگذرد...به هوای هوسی هم که شده...سرکی می کشد ومی گذرد...
***************************
كاش از شاخه سرسبز حيات گل اندوه مرا ميچيدي .
***************************
اگه من و تو دوتا برگ باشيم، هنگام خزان من زودتر از تو ميشکنم تا زماني که مي‌افتي در آغوشم بگيرمت!
***************************
ردپایم بی صداست عشق من بی انتهاست... ردپای اشکهایم را بگیر تا بدانی خانه عاشق کجاست
***************************
هر انسانی لبخندی از خداست؛ تقدیم به تو که زیباترین لبخند خدایی!
***************************
در زندگي بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شيشه مي کوبي ابر باش تا منتظرت باشن که بباري
***************************
هیچ وقت رازت رو به کسی نگو وقتی خودت نمی تونی حفظش کنی چطور انتظار داری کسی دیگه برات راز نگهدار باشه
***************************
به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد
عجب از محبت من كه در او اثر ندارد
***************************
در گلستان خیالم ندهد هیچ گلی بوی تورا... تو گل ناز منی از دور می بوسم تورا...
***************************
بازیچه دست یار بودن عشق است در پنجه غم شکار بودن عشق است در محکمه ای که یار باشد قاضی محکوم طناب دار بودن عشق است
***************************
وقتي تو رو ديدم کارگردان قلبم گفت: نور....صدا.... حرکت.... و من براي به دست آوردنت چه نقشها که بازي نکردم
***************************
چشم هايت به من آموخت که با آخرين نگاه اولين رنج آغاز ميشود
***************************
هيچ وقت نذار هر رهگذري که رد ميشه رو دلت يادگاري بنويسه چون بعدا پاک کردنش خيلي سخته
***************************
ميدوني طبق آخرين آمار كم جمعيت ترين جاي دنيا كجاس؟ . . . . نميدوني؟ . . . . . . . . . . . . . . قلب منه كه فقط تو توي اون ساكني
***************************
يکي ناز مي کنه يکي محبت مي کنه .. . . . اوني که ناز ميکنه هميشه محبت مي بينه اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست
***************************
سلطان كائنات كه چنين كائنات ساخت
مقصود عشق بود جهان را بهانه ساخت
***************************
در دیاری که در آن نیست کسی یار کسی
کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی
***************************
همیشه در بازی گرگم به هوا از گرگ شدن فرار می کردیم
ولی اکنون نا خواسته در تمام بازی ها گرگیم بی آنکه از خودمان
***************************
درنگاه کسی که پرواز را نمیفهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچک ترخواهی شد .
***************************
می دونی فرق دیازپام با چشات چیه ؟
.
.
.
.
دیازپام آرومم میکنه ولی چشات داغونم میکنه
***************************
بوسه اسم است...چون عمومي است بوسه فعل است...چون هم لازم است هم متعدي بوسه حرف تعجب است...چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مهبوت ميکند بوسه ضمير است...چون از قيد

انسان خارج نيست بوسه حرف ربط است...چون 2 نفر را به هم متصل ميکند
***************************
کوتاه ترين فاصله براي گفتن دوست دارم فقط يه لبخنده . . . . . . . . . . . نيشتو ببند
***************************
آب میوه صداتم, چرخ کرده نگاتم, قربون اون چشاتم,
کشته خنده هاتم, کلاژ اون پاهاتم, من مرده هواتم, تا عمر دارم باهاتم
***************************
یه بار از کنار دریاعبور کردی یک عمر امواج برای بوسیدن جای پات میان و میرن
***************************
ديشب تو خواب خدا رو ديدم دستاشو آورد به طرفم و پرسيد: گل يا پوچ؟ گفتم گل! دستاشو باز كرد و تو رو به من داد
***************************
اگه يه روز حس کردي دنيا و آدماش به تو اخم کردن،دليلشو تو لب هاي بدون لبخندخودت جستجو کن
***************************
توی زندون عشق تو اونقدر شلوغ میکنم و زندون رو به هم میزنم که مجبور بشی منو بذاری توی انفرادی قلبت
***************************
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند .
قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است .
بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند .
تار موي توست اما ريشه ي عمر من است.
***************************
حتی عاقلترین مردمان نیز زیر بار سنگین عشق خم می شوند اما به راستی عشق به سبکی و لطافت نسیم خوش است
***************************
عشق تو را متعادل و متعالی می کند.....وقتی عاشقی، با هستی در یک تبادل و ارتباط عمیق قرار داری ، همه چیز در یک سطح مساوی قرار دارد ، با ارزش مساوی...
***************************
يک نصيحت: مواظب خودت باش! يک خواهش: اصلاً عوض نشو! يک آرزو: فراموشم نکن! يک دروغ: تورو دوست ندارم!!، يک حقيقت: دلم برات تنگ شده!
***************************
مهم نیست کجا متولّد شدم و چگونه و کجا زندگی کرده ام. مهم این است که در آنجا که بوده ام چگونه رفتاری داشته ام .
***************************
در رنجی که ما می بريم ، درد نه تنها در زخم هايمان ، که در اعماق قلب طبيعت نيز حضور دارد.در تغيير هر فصل ، کوهها ، درختان و رودها ظاهری دگرگونه می يابند ، همانگونه که انسان در گذر عمر ، با تجربيات و

احساساتش تحول می يابد. در دل هر زمستان ، تپشی از بهار و در پوشش سياه شب، لبخندی از طلوع نمايان است
***************************
هر افتادنی همان برخاستن است. آن کس که به این حقیقت ایمان دارد به راستی خردمند است.
***************************
توی زندگیت هرگز اخم نکن چون ممکنه یه نفر فقط به لبخند تو زنده باشه.
***************************
چشماتو دايورت كردي رو قلبم خيالي نيست حداقل از رو ويبره درش بيار تا اينقدر دلمو نلرزونه
***************************
هر چندتا تو منو دوست داري من يه دونه بيشتر دوست دارم ميدوني اينجوري خوبيش اينه که حتي اگه منو دوست نداشته باشي باز من يه دونه دوست دارم
***************************
ما کسایی که به فکرمون هستن رو به گریه می اندازیم. ما گریه می کنیم برای کسایی که به فکرمون نیستن. و ما به فکر کسایی هستیم که هیچوقت برامون گریه نمی کنن. این حقیقت زندگیه. عجیبه ولی حقیقت

داره. اگه این رو بفهمی، هیچوقت برای تغییر دیر نیست
***************************
کلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقي ساغر ندارد بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز آن بي وفا باور ندارد
***************************
تو مرا می فهمی من تو را می خواهم و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است تو مرا می خوانی من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم و تو هم می دانی تا ابد در دل من می مانی
***************************
ساده نوشتن چون ساده زیستن زیباست پس ساده میگویم تا ابد دوستت دارم.!
***************************
مي دونيد تنها دردي که دارو نداره چيه ....اينه که دلت براي کسي تنگ بشه وو اون قبول نداشته باشه که تو دلتنگش ميشي
***************************
عشق زندگيست: هر وقت احساس كردي عاشقي بدان كه ميخواي زندكي كني
***************************
زندگی مثل بازی حکمه!! مهم نیست که دست خوبی نداری مهم اینه که یار خوبی داشته باشی؛ اینطوری شاید حتی بتونی بازی باخته رو ببری
***************************
در تصاوير حكاكي شده بر سنگهاي تخت جمشيد هيچكس عصباني نيست. هيچكس سوار بر اسب نيست. هيچكس را در حال تعظيم نميبينيد. هيچكس سر افكنده و شكست خورده نيست .هيچ قومي بر قوم ديگر برتر

نيست و هيچ تصوير خشني در آن وجود ندارد . از افتخارهاي ايرانيان اين است كه هيچگاه برده داري در ايران مرسوم نبوده است در بين صدها پيكره تراشيده شده بر سنگهاي تخت جمشيد حتي يك تصوير برهنه و

عريان وجود ندارد ، بفرست براي ايرانيان تا يادمون بمونه چي بوديم
***************************
روزي مردي , عقربي را ديد که درون آب دست و پا مي زند . او تصميم گرفت عقرب را نجات دهد , اما عقرب انگشت او را نيش زد. مرد باز هم سعي کرد تا عقرب را از آب بيرون بياورد , اما عقرب بار

ديگر او را نيش زد . رهگذري او را ديد و پرسيد:"براي چه عقربي را که نيش مي زند , نجات مي دهي" . مرد پاسخ داد:"اين طبيعت عقرب است که نيش بزند ولي طبيعت من اين است که عشق بورزم
***************************
زندگي آن قدر عجيب نيست که شما تصور مي کنيد زندگي آن قدر عجيب است که شما نمي توانيد تصور کنيد
***************************
کاش کمی برای عاشقی محبت می آموختیم که هرگز بوته ی انتظار در دلی جای نگیرد کاش کمی برای عاشقی وفامی آموختیم که هرگز چشمی به را نسوزد کاش کمی برای عاشقی اشک می آموختیم که هرگز چشم هایی در پیچ

کوچه نمیرد
***************************
خداوندا نگذار که از تو فقط نامت را بدانم و نگذار که از تو تنها مشق کردن اسمت را به یاد داشته باشم. همواره در من جاری باش، همانگونه که خون در رگهایم جاری است. خداوندا: از تو میخواهم که هرگز در

بیابان هولناک زندگی، تنها و بی یاور رهایم نسازی . از تو میخواهم که در کوره راه پر پیچ و خم زندگی، تنهایم نگردانی که همواره محتاج وجودت میباشم............ آمین
***************************
موج اگر مي دانست ساحل هيچگاه دستش را نمي گيرد هرگز نفس نفس نمي زد براي رسيدن به ساحل
***************************
کاش روز دیدنت فردا نبود!!! کاش میشد هیچ کس تنها نبود ... کاش میشد دیدنت رویا نبود ..... گفته بودی با تو می مانم !! ولی ..... رفتی و گفتی و اینجا جا نبود .... سالیان

سال تنها مانده ام ..... شاید این رفتن سزای من نبود ...... من دعا کردم برای بازگشت ...... دست های تو ولی بالا نبود ...... باز هم گفتی که فردا میرسی ...... کاش

روز دیدنت فردا نبود !!!
***************************
پدرم مي گفت: عاشقي يك شب است و پشيماني هزار شبءحالا هزار شب پشيمانم كه چرا يك شب عاشق نبود
***************************
براي عشق،رفاقت ومهربوني بجنگ ولي اونو از کسي به زور نخواه
***************************
میخوام به سردی شبهام بخندم... میخوام به پوچی فردام بخندم... وقتی میبینمت با دیگرونی... تو اوج گریه هام میخوام بخندم... میخوام داد بزنم تنهای تنهام... میخوام وقتی میگم تنهام بخندم
***************************
نجوم نخوندم،ولي مي دونم تو هفت آسمون يه ستاره ندارم...فيزيک نخوندم،ولي مي دونم « هر عملي را عکس العملي است...» غير از عشق من به تو و مي دونم که واحد اندازه گيري عشق , ژول و کالري و

وات و ... نيست ... زيست شناسي نخوندم،ولي مي دونم قلب همون دله که مي تونه براي يه نفر تنگ بشه يا تندتر بزنه... شيمي نخوندم،ولي مي دونم اگه عشق نباشه مولکول هاي هيدروژن و اکسيژن نمي

تونن اينقدر محکم همديگه رو فشار بدن
***************************
خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند.حيف من زاده ي امروزم.خدايا،جهنمت فرداست.پس چرا امروز مي سوزم‌؟!
***************************
نمیدانم چرا گردونه را وارونه میبینم در این بهر خروشان ... دگر راه نجاتی نیست نمیدانم چرا این چشمه را خشکیده میبینم همه دنیای من شد شک و تردید و فقط یک چیز... و آن اینکه دلی را عاشق و شیدای

دلداری نمیبینم چرا باید چنین باشد؟ چرا؟؟؟؟؟؟؟ زمانی بود ؛کاتب مشق عشق میکرد و دیگر هیچ زمانی بود ؛درویشی و مهر و دوستی هر جا هویدا بود چرا باید به جای مهر /کینه را مهمان دلها کرد چرا باید به جای

دوست / دشمن را هم اوا بود
***************************
خود را در دنيا چنان منزل ده كه گويى ساعتى در آن منزل دارى و سپس از آن مى ‏كوچى.
***************************
فرياد نزن ای عاشق فرياد نزن! بی سبب نيست چنين فريادم بی گناه در دام عشق! افتادم چه درست چه غلط زندگيه هم خودم هم تورو بر باد دادم! بی گناه در دام عشق افتادم! اگر احساسم رو ميفهميدی... ما

سزاواريم اگر گريانيم! وقتی پيمان دلو مي بستيم گفته بودی فقط عاشق هستيم ولی با عشق نگفتيم هرگز نه گناه کاريم نه بی تقصيريم منو تو بازیچه ي تقديريم هر دو در بی راه ي بی راه عشق با دل و احساس خود!
***************************
دلم تنگ است دلم ميسوزد نه ديداری نه دستی بر سر ياری مرا آشفته ميداند تو آشفته آزری.... تمام عمر بستيم و شکستيم به جز بار پشيمانی نبستيم جوانی را سفر کرديم اما نفهميديم به دنبال چه هستيم!
***************************
از کسی که دوستش داری ساده دست نکش. شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد!!
***************************
عشق يعنی اميد، يعنی طراوت باران، يعنی سفيدي برف، يعنی ساز زندگی و لبريز از خوشی،و عشق يعنی راز زيستن!
***************************
عشق با زمان فراموش ميشود و زمان هم با عشق!
***************************
عشق مثله هوا همه جا جاريست. تو نفس هايت را کمی عميق تر بکش!
***************************
به نام خدا خالق انسان، به نام انسان خالق غمها، به نام غمها بوجد آورنده ي اشكها، به نام اشک تسکين دهنده ي قلبها، به نام قلبها ايجادگر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان.
***************************
چشمم وقتی زيباست که پر از اشک باشه. اشک وقتی زيباست که براي عشق باشه. عشق وقتی زيباست که واسه تو باشه. تو وقتی زيبايي که واسه من باشی!
***************************
هميشه براي کسی بخند که ميدونی به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسی گريه کن که ميدونی وقتی غصه داری و اشک ميريزی برات اشک ميريزه... براي کسی غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه

کسی باش که دوستت بداره!
***************************
اون که ميگفت جونش به جونت بنده، حالا داره به گريه هاتت ميخنده!....اون که ميگفت بدون تو ميميره، دروغ ميگه دلش جنس کويره....دروغ ميگه تو گوش نده به حرفش....نگو هنوز ميخوای بمونی

باهاش...خيال نکن بدون اون ميميری....بزار بره....نباشه جون ميگيری!
***************************
گفتم ای دل بی پناهم چون زراقی گم کرده راهم، بی هم زبانم، کو آشيانم، خسته دلی بی نام و نشانم،
***************************
دور از دياران ديدار ياران هر دم به ياد عزيزانم، ابر گريانم ای دلم! ای دل چون شعله هاي پريشانم، اه! سوزانم ای دلم ای دل زخمي دست رفاقتم.
***************************
كاش ميشد هيچ كس تنها نبود كاش ميشد ديدنت رويا نبود من دعا كردم براي بازگشت دستهاي تو ولي بالا نبود گفته بودي كه فردا ميرسي كاش روز ديدنت فردا نبود(امروز بود!)
***************************
خسته ام ...! خسته نبودنت ...! خسته از روزهايي كه بي تو شب ميشود و شبهايي كه باز هم بي تو ميگذرد تا كه طلوعي و غروبي ديگر بيايند و باز هم گذر زمانها كه بي تو ميگذرد ...! ميگذرد

...! ميگذرد و باز هم ميگذرد ...!
***************************
به همه عشق بورز به تعداد كمي اعتماد كن و به هيچ كس بدي نكن.
***************************
زندگي 3 بار بهت دروغ ميگه ......... 1 - وقتي به دنيات مياره .......... 2 - وقتي عاشقت ميكنه .......... 3- وقتي زندگيت رو ازت ميگيره تا بهت بگه

همش خوابي بود و بس!!
***************************
ميگن شمشير تيز همه چيز رو دوتا ميکنه. بنازم شمشير عشق رو که 2 تا رو يکی ميکنه!!
***************************
يك بار بهت گفتم دوست دارم، هزار بار گفتم خدايا غلط کردم!!
***************************
يکی ميدونه كه دوستش داری، يکی نميدونه دوستش داری! بيچاره اونی که فکر ميکنه دوستش داری!!
***************************
اسمت رو گذاشتم گل ترسيدم پژمرده بشی،گذاشتم خورشيد ترسيدم غروب کنی،گذاشتم جونم که اگه خدايی نکرده رفتی منم برم.
***************************
زندگی مال تو مرگ مال من، راحتی مال تو گرفتاری مال من، شادی مال تو غم مال من،
همه چيز مال تو ولی تو مال من
***************************
هرگاه ديدی گناهی آنقدر بزرگه که نميشه ببخشيش، بدون كه اوون از کوچيکي قلبته نه از بزرگي گناه!!
***************************
زندگی دفتری از خاطر هست. يک نفر در شب کم، يک نفر در دل خاک، يک نفر همدم خوشبختي هاست، يک نفر همسفر سختي هاست، چشم تا باز کنيم عمرمان ميگذرد ما همه همسفريم...
***************************
اگر روزی مُردم تابوتم را سياه کنيد تا همه بدانند سياه بخت بودم. بر روي سينه ام تکّه يخی بگزاريد تا به جای معشوقم برايم گريه کند. چشمانم را باز بگزاريد تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم.و آخرين خواسته

ي من از شما اينکه دستانم را ببنديد تا همه بدانند خواستم ولی نتوانستم.
***************************
به جای دسته گلی که فردا بر قبرم نثار ميکنی،امروز با شاخه گلی کوچک يادم کن ،به جای سيل اشکی که فردا بر مزارم ميريزی ، امروز با تبسمی شادم کن، به جای ان متن هاي تسليت گونه که فردا در روزنامه ها برايم

مينويسی ، امروز با پيام کوچکی خوشحالم کن "من امروز به تو نياز دارم ، نه فراد...........
***************************
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
***************************
يك هميشه تنها يك است و شايد در تمام عمرش نتواند چيزي بيش از يك عدد باشد اما بعضي وقتها مي تواند دنيايي باشد يك نگاه يك نوشته يك دوست
***************************
عشق با غرور زيباست ولی اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايی كني آن وقت است كه ديگر عشق نيست صدقه است
***************************
اگر دیدی بغض کردی ولی دلیل گریه کردن نداری اگه دنبال جایی می گشتی که داد بزنی بدون دل یه نفر برات تنگ شده
***************************
مو قعی که فرشته پنجره بهشت رو باز کرد من رو دید به من گفت امروز چه ارزویی داری؟گفتم خدایا همیشه مواظب اونی که داره این اس ام اس رو می خونه باش.
***************************
بهترين دوست اون دوستيه که بتوني باهاش روي يک سکو ساکت بشيني و چيزي نگي و وقتي ازش دور ميشي حس کني بهترين گفت وگوي عمرت رو داشتي
***************************
هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه

کسي باش که دوستت بداره
***************************
زماني كه نااميد مي شدي به يادآور كه تاريكترين ساعت شب نزديكترين لحظه به طلوع خورشيده...
***************************
نالله و انا الیه راجعون
فرستنده این پیام از دوریتان جان داد
***************************
عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدور هر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست
***************************
تو را گم مي كنم هر روز و پيدا مي كنم هر شب .. بدين سان خواب ها را با تو زيبا مي كنم هر شب
تبي اين كاه را چون كوه سنگين مي كند آنگاه ...چه آتش ها كه در اين كوه برپا مي كنم هر شب
***************************
عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم ، که در همسايه‌ی صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عيش و نوش ميديدم ، نخستين نعره‌ی مستانه را خاموش آندم بر لب پيمانه ميکردم
***************************
صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز

مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته
***************************
مي دوني بازي روزگار چيه؟؟ اين که تو چشم بذاري من قايم شم . بعد تو يکي ديگه رو پيدا کني
***************************
وقتي به دنيا آمدم با چشماني اشكبار آمدم به گريه ام خنده ها كردند خنده ي تلخ آن ها از گريه ي من غم انگيزتر بود زندگي را با گريه آغاز كردم
***************************
كاش دوستي ها مثل رابطه دست و چشم بود. وقتي دستت زخم مي شه چشمت گريه ميكنه و وقتي چشمت گريه مي كنه دستت اشكشو پاك مي كنه
***************************
انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند... بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز
***************************
مي خواستم زندگي كنم در را بستند،مي خواستم ستايش كنم گفتند خطر ناك است،مي خواستم گريه كنم ،گفتند بهانه است،مي خواستم بخندم گفتند ديوانه است،به راستي سخن گفتم گفتند بيهوده است پس فرياد

كشيدم..........زندگي را نگه داريد مي خواهم پياده شوم
***************************
من به این مهر سکوت ؛ من به این تاریکی ؛ من به ما ؛ من به فرسودگی ذهن خودم
معترضم که چرا ...........
شوق آغاز مرا
و منی چون من را ز خودم دزدیدند
به کجا بر گردم ؟
حق برگشتن را زتنم دزدیدند
***************************
بگیر از من تو این دل یادبودی، که تنها لایق این دل تو بودی، هزاران خواستند این دل بگیرند، ندادم چون عزیز دل تو بودی
***************************
خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است / کار من از گریه گذشته است به آن می خندم
***************************
من ادعا نمي کنم، همواره به ياد کساني هستم که دوستشان دارم ولي مي توانم ادعا کنم که لحظاتي که به يادشان نيستم نيزدوستشان دارم
***************************
ای دریفا از دل پر سوز من ... ای دریغا از من و از روز من
که به غفلت قسمتی بگذشتم ... خلق را حق جوی می پنداشت
من چو آن شخصم که از بهر صدف ... کردم عمر خود به هر آبی تلف
***************************
سکوت زرد پاییز که علاج هر چی درده یه مسافر دنبال دلش می گرده
می نویسه عاشقونه روی دیوار شبونه: توی بیداری آهن هیشکی عاشق نمیمونه
با دلی لبریز حسرت این مسافر گریه کرده دلشو داده به کسی که اونو دیونه کرده
***************************
من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام.... من بناي ارزو ها را زهم پاشيده ام.... آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام.... در دل خود من به عشق پوچ تو خنديده ام
***************************
غربت ديرينه ام را با تو قسمت مي كنم ... تا ابد با درد و رنج خويش خلوت مي كنم
رفتي و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شد ... من در اين ويرانه ها احساس غربت ميکنم
***************************
يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است
***************************
لعنت به این زندگی .... وقتي که گريه کرديم گفتن بچه است. وقتي که خنديديم گفتن ديونه است. وقتي که جدي بوديم گفتن مغروره. وقتي که شوخي کرديم گفتن سنگين باش. وقتي که حرف زديم گفتن پر

حرفه. وقتي که ساکت شديم گفتن عاشقه. حالا ام که عاشقيم مي گن گناهه ...
***************************
دریا پرسیدم:که این امواج دیوانه ی تو از کرانه ها چه میخواهند؟ چرا اینان پریشان و در به در سر بر کرانه های از همه جا بی خبر می زنند؟ دریا در مفابل سوالم گریست! امواج هم گریستند... آن وقت دریا

گفت: که طعمه ی مرگ تنها آدمها نیستند امواج هم مانند آدمها می میرند و این امواج زنده هستند که لاشه ی امواج مرده را شیون کنان به گورستان سواحل خاموش می سپارند!
***************************
اگر می دانستی دل ترک خورده ی من با یاد چشمان بارانی ات شکسته تر می شود هیچ گاه به من پشت نمی کردی
***************************
هرگاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت خش خش برگها را احساس کردی هرگاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خاموش دیدی برای یکبار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب خود بگو:

یادت بخیر
***************************
گر مدیر بودم یکی از شرایط ثبت نام را عشق می گذاشتم اگر دبیر ریاضی بودم عشق را با عشق جمع می کردم اگر معمار بودم قصری از عشق می ساختم اگر سارق بودم فقط عشق می دزدیدم اگر بیمار بودم تنها شربتی که

می نوشیدم فقط شربت عشق بود اگر درجه دار بودم فقط به عشق سلام می دادم اگر پلیس بودم هرگز عشق را جریمه نمی کردم اگر خلبان بودم در اسمان عشق پرواز می کردم اگر دبیر ورزش بودم به بچه ها می گفتم با عشق

نرمش کنید اگر خواننده بودم فقط از عشق می خواندم
***************************
عشق به دنبال سلطه جويي نيست ، عشق در جستجوي راهي براي تسليم شدن است
***************************
خدایا از روزی که منو آفریدی به جز کارهای بد ندیدی خدایا دمت گرم شتر دیدی ندیدی
***************************
وقتي دلم برات تنگ مي شه مي رم پشت ابرا زار زار گريه مي کنم پس يادت باشه هر وقت بارونو ديدي بدون که دلم برات تنگ شده
***************************
اگر تمام شب برا ي از دست دادن خورشيد گريه کني لذت ديدن ستاره ها را هم از دست خواهي داد
***************************
آنگاه كه ... ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني؛ به خاطر بياور كه... زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است!!!

***************************

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیکولا  | 

آرزوهای نیکول برای تو

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.
 
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوام اگر جوان که هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
امیدوارم حیوانی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد..
بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیکولا  |